مؤبد اردشیر آذرگشسب در مورد آتشکده آذربرزین مهر در شهر ریوند خراسان که به طبقه کشاورزان و کارگر و اهل حرفه بستگی داشت می آورد که "این همان آتشی است که به روایتی اشو زرتشت در زمان بعثت در دست داشت و دست او را نمی سوزاند. بهرام پژدو شاعر زرتشتی در زرتشت نامه خود در این باره میگوید:
که آن مهربرزین بی دود بود - منور نه از هیزم و دود بود"
این جانب نظر به نشانی های کهن محل این آتشکده یعنی واقع بر پشته ای کنار کوه ریوند (کوه با شکوه "بین آلود= درخشان")، شهر ریوند یا گنبدگاه (=قدمگاه) بین بس (سنگ بست) و نیشابور، شهرک قدمگاه کنونی در جنوب شرقی نیشابور را محل این آتشکده بزرگ و معتبر دوره ساسانی می دانم. نظرات قبلی در باب دو محل محتمل این آتشکده در دو مقاله زیر بیان شده است که نگارنده از بررسی توأم آنها در کنار مطالب مربوط به باغ کهن مقدس قدمگاه بدین نظر سوم رسیده است. هرتسفلد ایرانشناس معروف آلمانی نیز جلگه کنارنگان نیشابور را جای این آتشکده دانسته است.گرچه وی ظاهراً به سهو نام آنرا آذر فرنبغ ذکر کرده است که آن نام آتشکده معروف کهن دیگر ایران یعنی آتشکده کاریان فارس بوده است که اختصاص به مؤبدان داشته است.
لابد آتش نسوزاننده آتشکده ودو رد پای سنگی قدمگاه پیشتر به آذربرزین (آترادات= مخلوق آتش) پیشوای آماردان یعنی سردار قهرمان دورهً مادها منسوب می شده است که لشکریان متجاوز و غارتگر آشوری (دیوان) به مازندران را در عهد خشتریتی (کیکاوس) در زیر حصار شهر آمل قتل عام نموده بود. گرچه با توجه به نام آتشکده آذر برزین مهر به نظر می رسد در اساس خود ایزد خورشید مهر یعنی ایزد خورشید و مزارع و عهد و پیمان آریائیها بوده است که با آترادات/آذربرزین جایگزین شده است. همانکه نام و القابش به صور آذربرزین و گرشاسپ و رستم هفتخوان مازندران توسط آذربرزین نامه و شاهنامه به دوران ما رسیده است.
جالب است که اوستا ، رام یشت محل فدیه گرشاسپ به ایزد وایو (باد) را گود (جایگاه کاسه ای شکل) در کنار جوی رنگها بیان نموده است و نام کنا- رنگان منبع هرتسفلد لفظاً نیز همین معنی چشمه رنگها ( یعنی چشمهً پر آب و جاری) را می دهد. معنی کلمهً اوستایی و سانسکریتی گود (گوذَ) نشان میدهد هیئت اصلی قدمگاه گود-اوم- گاه یعنی جایگاه کاسه ای و نیمه کروی بوده است. این جایگاه جام شکل بی تردید جام خورشیدی ایزد مهر را در اذهان تداعی میکرده است. حتی مسلم به نظر می رسد صفت "جاودانی خفتهً" متعلق به آترادات گرشاسپ نیز در اساس منسوب ایزد مهر/ کریشنا بوده است.
در اینجا هر سه مقاله تحقیقی مورد نظر را به توالی قید می نماییم
● باغ قدمگاه ، باغی زیبا درشهر قدمگاه نیشابور (ایرانگردی) ـ نوشته شده در تصاویر, گردشگری
قدمگاه در دامنه جنوبی کوهستان “بینالود” در میان کاسه ای که از پیوستن دو تپه به وجود آمده و رو به دشت نیشابور قرار گرفته است. باغ قدمگاه ، از سمت جنوب توسط خیابانی شمالی - جنوبی به جاده نیشابور - مشهد اتصال می یابد. از نیشابور حدود ۲۴ کیلومتر و از مشهد حدود ۱۰۰ کیلومتر فاصله دارد. این مکان، به عنوان جایگاهی مقدس از سابقه طولانی برخوردار است و منشا آن به دوران پیش از اسلام بازمی گردد. گر چه عملکرد آغازین این مکان هنوز مشخص نشده است. این باغ را زمانی منسوب به شاهپور کسری سپس حضرت علی و سپس امام رضا که از راه نیشابور به مرو می رفتند دانسته اند که در بین راه از دهسرخ نیز عبور کرده اند . وجه تسمیه قدمگاه، با توجه به سنگی سیاه است که جای دو پا بر روی آن نقش بسته است .
در معماری ایرانی نحوه ورود به فضاهای مذهبی یا زیارتی، متفاوت از نحوه ورود به باغ های است. برای ورود به مکان های زیارتی، زائر به صورتی تدریجی از پیش فضاهایی عبور می کند که آمادگی ذهنی لازم را برای حضور در آن مکان به دست آورد. درحالی که در باغ های ایرانی، اگر پیش فضایی واسط وجود داشته باشد، به هیچ وجه قصد ایجاد آمادگی ذهنی نیست و بیش از هر چیز، صرفا عاملی برای تشدید تاثیر فضای باغ است. لیکن مجموعه قدمگاه، ویژگی نحوه ورود به فضاهای مذهبی و زیاری را به نحوی بسیار متفاوت و با مقیاسی بسیار وسیعتر در بردارد. در این مجموعه، کند. این نوع درک۶۱۴۷۲;ذهن زائر به صورت مرحله ای، آمادگی رسیدن به فضای مقدس را پیدا می شود، عاملی است که۶۱۴۷۲;می۶۱۴۷۲;فضایی مرحله ای که Professional نامیده به هیچ وجه در باغ های خصوصی ایرانی وجود نداشته است و به ندرت در فضاهای مذهبی و زیاری ایران شاهد تکامل یافته تر آن هستیم.۶۱۴۷۲;
● آذر بُرزین مهر؟ در سبزوار ( از سایت مرکز پژوهشهای ایرانشناختی)
تازه ترین بررسی های باستان شناختی به کشف معماری های جدید در کنار یک آتشکده در سبزوار انجامید که احتمال وجود آتشکده معروف به آذر بُرزین مهر را در این شهر قوت می بخشد
پیش از این بررسی ها درباره چهار طاقی مشهور به «خانه ی دیو» در روستای «رِیوَند» در مرکز دهستان باشتین وجود این آتشکده را در سبزوار رد کرده بود. اما یافته های جدید باستان شناسان مدّعی وجود این آتشکده در سبزوار است
محمد عبدالله زاده ثانی، باستان شناس اداره میراث فرهنگی و گردشگری سبزوار گفت
تاکنون تصور بر این بود که این چهار طاقی یک بنای سنگی بدون تزئینات است اما بررسی های جدید به شناسایی ملات گچ در داخل و بیرون این بنا انجامید. همچنین بقایای معماری معروف به پاتاو که محل عبادت روحانیون زرتشتی بوده است نیز در جریان این بررسی ها شناسایی شد
در این مطالعات کارشناسان سازمان میراث فرهنگی سبزوار موفّق به شناسایی در ورودی تالار و بقایای معماری اَستودان (جای نگاهداری ِ استخوان مردگان در کنار دخمه) در این آتشکده بر روی کوهی به نام ریوند شدند.
عبدالله زاده ثانی گفت: براساس نظرات مستند «لازار فانی»،«کریستین سن» و «جکسن» آتشکده برزین مهر متعلق به کشاورزان دوران ساسانی بوده و در شمال غربی ایالت نیشابور قرار داشته است. همچنین با توجه به بررسی های« فائق توحیدی» و دیگر باستان شناسان ایران و با در نظر گرفتن یافته های جدید احتمال وجود آتشکده در سبزوار قوت گرفته است وی گفت
قرار گیری آتشکده بر روی این کوه به شکل یک زیگورات است و بر خلاف تصور پیشین مبنی بر باز بودن اطراف این آتشکده، بررسی های جدید نشان می دهد که معماری هایی دراطراف این بنا وجودداشته و راه دسترسی به آن بسیار سخت بوده است
کارشناسان میراث فرهنگی و گردشگری سبزوار وجود ارتباط بین نیشابور و سبزوار را از دیگر دلایل اثبات این ادعا می دانند
عبدالله زاده ثانی گفت: در کنار این آتشکده گیاهی به نام ریواس وجود دارد که طبق مدارک و شواهد موجود در دوره آریایی ها (هزاره اول تا سوم قبل از میلاد) از این گیاه شرابی بنام هَومَه درست می شد و در مراسم دینی و مذهبی آریایی ها مورد استفاده قرار می گرفت. به نوشته ی برهان قاطع، به زبان سنسکریت نیز از این افشره به نام سَومَه یاد شده است که آن را با آبِ ترکه ی انار مخلوط می کردند و بر روی آتش می پاشیدند.
کارشناسان باتوجه به وجود آیین مشابهی در هند امروز بر آنند تا در بررسی های آتی خود ارتباط فرهنگی سبزوار با ایران مرکزی، آسیای مرکزی و هند را مورد بررسی قرار دهند. در اسناد و مدارک تاریخی ِ موجود در پنچ نقطه ی ایران از آذر برزین مهر یاد شده است که از جمله آن می توان به شهر کاشمر اشاره کرد. این آتشکده یکی از سه آتشکدهی مهم دوران ساسانیان بود که به طبقه کشاورزان و دهقانان اختصاص داشت. برگرفته از تارنمای خبرگزاری ی میراث فرهنگی ایران
● آتشکده آذر برزینمهر کجاست؟(برگرفته از سایت فر ایران) ـ نویسنده آرزو رسولی
چهارطاقی مشهور به «خان دیو» در روستای «ریوند» در مرکز دهستان باشتین که برخی باستانشناسان آن را محل آتشکده «آذربرزین مهر» فرض کرده بودند، براساس پژوهشهای تازه بر منابع فارسی و عربی اوایل دوره اسلامی، با مختصات این آتشکده مشهور ساسانی مطابقت ندارد و باستانشناسان باید در کوههای اطراف روستای گنبد (جنبد) در جستوجوی این آتشکده باشند.
آذر برزینمهر، آتشکدهی ویژهی کشاورزان بود که در آغاز، جای ثابتی نداشت. به نوشته متن پهلوی بندهشن (بندهش)، وقتی که زرتشت دین آورد، کی گشتاسب آن را در کوه ریوند که پشت گشتاسبان گفته میشود، مستقر ساخت.
در جای دیگری از بندهشن آمده است: «ریوند کوه در خراسان است (که) آذر برزین مهر در آن قرار دارد.»
باز در بن دهشن آمده است: « کوه گنابد در همان پشت گشتاسبان است. از آنجا به طرف ریوند، که محل آذر برزین مهر است، نه فرسنگ است، به طرف غرب.»
در متن پهلوی گزیدههای زادسپرم برزین مهر اشاره شده است: «آذر فرنبغ در کوه فرمند ]دارای فره[ در خوارزم [در اصل کاریان] جای گرفت، آذرگشنسب در کوه اسنوند در آذربایجان و آذربرزین مهر در کوه ریوند که در پشت است.»
دکتر «علی اشرف صادقی»، در مقالهی «محل آذر برزین مهر» که در شماره ششم نشریهی «نامه ایران باستان» منتشر شده است، پس از ذکر و بررسی نظرهای گوناگون و بررسی منابع عربی و فارسی برای مشخص کردن مناطق بالا، همچون تاریخ نیشابور، احسن التقاسیم، معجمالبلدان، شاهنامه، تاریخ بیهق، اسرارالتوحید و زینالاخبار، کوشیده محل دقیق آذر برزین مهر را در کوه ریوند مشخص کند.
در این مورد هم نظرهای گوناگونی وجود دارد. والنتاین ویلیامز جکسون، ایرانشناس، هندشناس و استاد زبانهای هندو ایرانی، محل آن را در نزدیکی ده مهر بر سر راه خراسان به نیشابور، به یک فاصله از میاندشت و سبزوار میدانسته است.
در لغت فرس آمده: «برزین آتشگاهی است به گنبد ]در اصل نسخه: بکنبد[ و بس به نیشابور». در تاریخ بیهق آمده: «... گنبد، آنجا بیتالنار بوده است، بدان بازخوانند».
از مجموع نظرات ایرانشناسان و آنچه در منابع فارسی و عربی آمده است و با توجه به مشخصات آذربرزین مهر که در ریوند، در پشت گشتاسپان، در گنبد قرار دارد. دکتر صادقی نتیجه میگیرد که گنبد به معنی آتشکده نامیدهاند. این ده امروز، جنبد نام دارد و جزو دهستان کیذقان بخش ششتمد شهرستان سبزوار است و در تداول اهالی، گنبد گفته میشود. «ربع ذمج» که سابقا این ده گنبد، جزو آنجا بوده، امروز «زمج» نامیده میشود و دهستانی از بخش ششتمد است که مرکز آن ده ششتمد است و در کنار کیذقان قرار دارد.
بخش ششتمد در جنوب سبزوار است و ریوند نیز در جنوب و جنوب غربی نیشابور است و با ششتمد فاصله زیادی دارد. اما به احتمال، قلمرو ریوند در گذشته تا ششتمد ادامه داشته است. بنابراین، روستای برزنون کنونی ]ظاهرا برزینان[ با آتشکده برزین مهر ارتباطی ندارد و به احتمال قوی، از نام شخصی برزین نام، گرفته شده است.
موبد دکتر اردشير خورشيديان : بی تردید بن پایه شخصیت هر فر د و درمجموع هر هازمان (جامعه )ای را خانواده تشکیل می دهد .بنابراین اصل ، هرچقدر درجامعه ای افراد دارای شخصیت مآگاه تر و آزاد اندیش تر ومحکم تربوده ، بدنبال خوشبخت کردن یکدیگر و گسترش اشویی باشند ،
آن هازمان هماهنگ تر و همازورتر عمل خواهد کرد و با سرعت بیشتری به خوشنودی وخوشبختی جمعی دست خواهند یافت. بر پایه این اصل ،دین زرتشتی به امر ازدواج و تشکیل خانواده وکوشش به درک متقابل وپیشی جستن در نیک منشی ومهرورزی همسران تا کید وپافشاری کرده است وعشق همراه با پای بندی به عهد وپیمان را ارزش و عدم همکاری دردرک یکدیگر بین زن وشوهر را کاری بسیار ناشایست و طلاق ر ا مهر ودروج و ضد ارزش می داند . کیش زرتشتی چون انسان ها را بطور فطری صاحب منه( خرد) و دائنه ( وجدان) میداند ، تربیت فرزندانی دانا و آگاه و راست اندیش ونیک کردار و پارسا را درجای جای اوستا ستوده است .
ما ایرانیان برخلاف بسیاری ازملل که به جهان به دید دوجنسیتی نگاه میکنند و زن را woman و weman یا نسا ء و ضعیفه باوردارند و درفرهنگ خود HE&she وهذا و هذه خطاب می کند ، چون زن را همانند مردان دارای تخمه وفره ایزدی میدانیم و زاینده می شناسیم ،به بانوان می گوییم « زن » یعنی زاینده . وچون به وحدت وجود معتقدیم ، به زن ومرد هردو « او» خطاب می کنیم. پسر را پشت سر خانواده میدانیم و دختر را دوخت دهنده وپیوند دهنده خانواده ها . زن خود را همسر خطاب میکنیم یعنی کسی که سرش هم با ما یکی است واورا کد بانو ( همه کاره و مدیر خانه ) میدانیم و بانوان را « خانم » یعنی « خان من » صدا میزنیم . و از همه بالاتر براساس باور اوستایی ، چون زن « نمو پئیتی » یعنی نور خانه شناخته می شود ،زنان در ایران کهن ، نقش بسیار مهمی درصحنه زندگی خانوادگی و اجتماعی بازی می نموده اند.
دانشمندان زنان ایران را نخستین کسانی میدانند که توانستند به رمز کاشت و برداشت پی ببرند وآنهارا از کاشفین ومبتکرین امر کشاورزی میدانند . زن درهمیشه تاریخ درمزرعه ها بکار مشغول بوده و در ساخت انواع صنایع دستی دوش بدوش مردان به اقتصاد خانواده یاری رسان بوده است وبه مقام قضاوت و سرداری وپادشاهی می رسیدند . زنان زرتشتی در پاسداری از همه ازرش ها ی دینی وفرهنگی زرتشتی و نگهداری از همسر وپاسداری ازارزش ها ، نقش بسیار مهمی داشته و به یاری ومشورت شوهران خویش ، به فرزندان ، دانش وفرهنگ . کشاورزی و صنعت ، و راستی و پاکی و پارسا زیستن را می آموختند. به طوریکه همواره بیگانگان وحتی دشمنان نیز ، ایرانیان را صاحب روحیه ورزشکاری و اخلاق پهلوانی و پاسدار راستکویی وفرهنگ انسانی می شناختند و معرفی کرده اند .
بی تردید دردنیای امروز نیز گرامی بانوان زرتشتی در آموزش اشویی و پاسداری ازهمه ارزش های نیک انسانی وآموزش آنها به فرزندان چه پسر وچه دختر ، نقش بسیار مهم تری نسبت به آقایان بردوش دارند . چرا که در دنیای پرهیاهوی امروز که روز به روز به سوی مصرف گرایی بیشتر پیش میرود، خواه ناخواه مردان نمی توانند باانجام چند ساعت کار در شبانه روز، از عهده مخارج سنگین خانواده وخواسته های روز افزون آنها بر آیند وناگزیر بایستی بیش از نیمی از روز را خارج ازخانه به سربرند که درنتیجه شب خسته و کوفته به خانه برمیگردند و طبیعتا حال وحوصله وزمان سروکله زدن با فرزندان را کمتر پیدا می نمایند. ازاین رو اگر بانوان محترم نیز به تکلیف خویش واقف نبوده وعمل ننمایند ومحیط خانه را سرشار ازعشق ومهر نکنند و در امر آموزش وپرورش فرزندان ، وقت وحوصله به خرج ندهند وگامهای بلند برندارند، خسارت هایی جبران ناپذیر به بنیاد خانواده ودرتعقیب آن به اجتماع وارد خواهد شد.
و روز به روز از آموزش های اشوزرتشت وفرهنگ زرتشتی که اخلاق انسانی می آموزد وطالب احترام به عقیده دیگران و تربیت فرزندانی رشید و شجاع و خدمت گذار خلق و پاک نگهدارنده محیط زیست و دین ودار ودین یار میباشدودرصدد تربیت جوانانی است که مردم را بسوی راستی ونیکی وجهان را بسوی پیشرفت وآبادانی رهنمون باشند به دور میگرداند.
نخستین پایه ای که باید همه بانوان گرامی به آن توجه داشته باشد . اینست که فرزندان ما باید « مدیریت برخویش » را آموزش ببیند. وبرای رسیدن به این پایه از دانایی، باید به اندازه ای از دانش وآگاهی برسند که همواره درکنار خرد، وجدان خودرا بیدار نگاه دارند. اشوزرتشت برای رسیدن به این پایه ازتمدن ، راه کاملا عملی پیش پای گذارده است ،تا بتوانیم به فرزندانمان به دید یک انسان صاحب اندیشه بنگریم و « مثبت نگری » بیاموزیم و« هفت پایه عرفان زرتشتی » را که از اندیشه های سپنته من ساز آغاز و تا امرداد ادامه می یابد را به آنها بیاموزانیم تا بتوانند با پیروی ازاین آموزش های درست وکاملا علمی ومنطقی به انسانهایی هومن وسپنته من تبدیل گشته ، برای خود وجامعه مفیدترین وسازنده ترین باشند.
مهر افزون . راستی پیروز باد .
1): آیا پذیرش یک غیر زرتشتی زاده به دین زرتشتی منع دینی دارد؟
منع دینی ندارد، اما پاسخ به این پرسش در شرایط کنونی کشور ایران بسیار مشکل است،شاید اگر بگویم بزرگترین هدف ما در حال حاضر حفظ همین اقلیت باقی مانده زرتشتی و آموزش دینی ایشان است به بی راهه نرفته ام...
توجه بفرمائید که ما مجبوریم در هر کجای دنیا که باشیم بعنوان یک شهروند تابع قوانین آن سرزمین باشیم،بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،ما اقلیت های دینی به رسمیت شناخته شده،حق هیچ گونه تبلیغ دینی را نداشته و تاکید می شود که جق نداریم به مکانهای دینی و مذهبی خودمان موارد جدیدی را بیفزاییم.بلطبع از نگاه حکومت، نمی توانیم(یا اصولا" حق نداریم) کسانی را که شهروند این کشور و این قانون اساسی محسوب می شوند را به دین خود بپذیریم...
2): بنوعی در اذهان محافل فکری جهانی، القا شده که شرط زرتشتی بودن یا زرتشتی شدن ایرانی یا آریایی بودن است؟
ما بنی اسرائیل نیستیم آقا، و کیش ما یهودی نیست و خدای ما قوم برگزیده ندارد(خدای ما خداوند پاکی و روشنایی است)، دین و جهانبینی اشو زرتشت،نژادی نیست و آنان که از راه نادانی احساسات نژادی یا رسوم قومی را در آن جستجو می کنند،در پایان بازندگان حقیقی خواهند بود.این دستور روشن دین است که همه موبدان باید بکوشند تا این دین در میان بخردان جهان گسترش یابد، در جای جای اوستا و متون پهلوی و اندرزنامه های باقی مانده از موبدان گذشته این نکته مشاهده می شود،که گوهره فکری این اندیشه(گاتها) را می بایست در جهان گستراند...
از دیدگاه اشو زرتشت ، دین یک امر درونی است،نه وسیله ای برای تظاهر و یا ارضای امیال و احساست زود گذر ظاهری،در هیچ کجای گاتها ندیدم که بگوید تنها راه رفتن به بهشت این است که کسی زرتشتی شود یا از تخمه آریایی باشد،بلکه از دیدگاه اشو زرتشت هر کس از مردمان جهان خردورزی پیشه کند(اندیشه روشن) و گفتار و پندار و کردارش نیک باشد شایسته رستگاری است حال از هر کیش و نژاد و زبانی که باشد...
یک نکته را هم فراموش نکنید، اگر این دولت هم چنین اجازه ای به ما بدهد و همکیشان من هم موافقت کنند و ما کسانی را به این دین در بیاوریم چه خواهد شد؟مطمئن باشید اولین اتفاق شلعه ور شدن اختلافات درون خانواده هاست، خانواده هایی که اکثریت حاضر به درک و پذیرش چنین دوگانگی در خود نیستند(این نکته ای است که چند دهه قبل بوسیله یک تن از موبدان امتحان شده) بسیاری می گویند که آزموده را آزمودن خطاست،حقیقتا" باید بگویم دین بازی و دین سازی دیگر بس است،بجای آنکه به اساس حقیقت فکر کنیم،عادت کرده ایم اپتدا حقیقت را قربانی کنیم! واقعیت این است که این موج احساسی بلند شده که بنوعی شما در این لحظه پرسشگر آن هستید نتیجه یک فراز و فرود تاریخی و روندی سیاسی است،مشکل ما به مفهوم دین،وجدان بیدار انسانی است نه مرام های ظاهری،تاریخی و باستانی، آنگاه می توانیم زرتشتی باشیم که در فرای هر نژاد و ملیتی که داریم، تنها به پیام راستین آن پاکمرد برسیم و آن را درک کنیم و در زندگانی به کار ببریم این چنین است که ما زرتشتی راستین خواهیم شد...
منبع: جزوه پاسخ به پرسشهای دینی،کنکاش موبدان