تبليغاتX
.:: اشو زرتشت پیام آور اهورامزدا ::.

بنام یزدان و بنام ایران ، دکتر کسری وفاداری استاد ارشد دانشگاه اندیشمند و فرهیخته برجسته جامعه علمی ایران زمین و از بزرگان جامعه زرتشتی بدست پلید اهریمن صفتان در پاریس کشته شدن فقدان ایشان غم بزرگی است اکثر شما دوستان ایشان را بواسطه سایت مشهور یتااهو میشناسید بر روانش درود باد .

جاويد آئين بهی و پاينده ايران

+ نگاشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384ساعت 19:30 توسط شاورهرام ایزد |

یسنا ۴۳ ، ۹

هنگامی که از هر طرف مرا اندیشه نیک احاطه کرده بود ، از من پرسید :
(( چه چیزی را می خواهی بشناسی ؟ ))
(( چه چیزی را می خواهی بدانی ؟ ))
در پاسخ گفتم : همانا بسوی آتش و زبانه های مقدس تست که نیایش من بالا می رود ...

یسنا ۳۴ ، ۴

پروردگارا ! ما در جستجوی آتش توایم
آن شعله حقیقت نیرومند و پرتوان ،
که مایه شادی و روشنی برای آنهایی است که آنها را تکریم ،
و مایه کیفر و رنج برای کسانی است که بدان اهانت می کنند .

گرامی باد گرامیداشت پدر ادبیات پارسی ابوالقاسم فردوسی :

(( مگرد هیچ گونه بگرد بدی       به نیکی بیارای اگر بخردی ))
(( بد و نیک ماند ز ما یادگار           تو تخم بدی تا توانی مکار ))
                                                                                                          فردوسی

+ نگاشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384ساعت 23:15 توسط شاورهرام ایزد |

سازمان مردمی (( انجمن افراز )) بمناسبت جشن خردادگان به اجرای برنامه باشکوهی برای این جشن بزرگ ملی و باستانی در تاریخ ۴ خرداد ماه در سالن رازی دانشگاه تهران در ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهر می پردازد .
ظرفیت این سالن بطور نشسته ۴۰۰ نفر می باشد و پیش بینی می شود جمعیت بسیار بیشتری در این جشن شرکت نمایند .
برای پاسداری و بهتر برگزار شدن این جشن تارنمای حضرت زرتشت از شما دوست گرامی نیز دعوت می کند در این جشن حضور یابید .
قرار ما در زمان ذکر شده در سالن رازی ...

+ نگاشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1384ساعت 13:27 توسط شاورهرام ایزد |

 سال ها پیش در چنین روزی برابر با تیر شید(چهارشنبه) واپسین روز از فروردین ماه زمانی که تازیان کشور ما را اشغال کرده و دختران خردسال و بانوان ایرانی را بمانند بردگان و اسیران جنگی پست و فرومایه نموده و آنان را با کمال بی شرمی بر پایه پندار و آیین ننگینشان به همخوابگی با خود می بردند٬ خانواده ی هرمزان ـ فرماندار خوزستان ـ نیز بدست تازیان برده شده بودند. در چنین روزی پیروز نهاوندی ـ سردار دلاور هرمزان ( که تازیان نام عربی فیروز ابولولو را بر او نهادند) خود نیز برده شده بود و به محل زندگی خلیفه عمر نزدیک شده. او از این همه بردگی و فرومایگی ایرانیان بدست دشمن بیابانی به ستون آمده بود. در یک روز به هنگام بامدادان بازوان توانمندش با ضرباتی پولادین نفس از پادشاه خونخوار عرب در آورد و او را به درک رسانید. سپس خود به جرگه جان باختگان میهن پیوست.
یاد پیروز گرامی و نامش جاودانه٬ نیز کشته شدن عمر بر همه شما هم میهنانم فرخنده باد.
در نبشتار آتی درباه پیروز و دلاوریهایش خواهم نگاشت.


من آگاهم٬ من از گشت هزاران ساله ی تاریخ٬
ز ایران و انیران٬ کاوه و ضحاک٬
در دل یادها دارم
و آگاهم من از شاپور ساسان٬ شاه ایران
کاو سزای قوم نافرمان تازی در کفش بگذاشت
و آگاهم من از آن روزگار فتنه و آشوب
آن روز نگون بختی٬
که قومی گرسنه٬ نادان و سرگردان٬
چو توفانی به قلب تیسفون ناگاه تازیدند
همه گنجینه ها زیر و زبر کردند
تمام یادمان علم و دانش را بسوزیدند
درفش کاویانی٬ اعتبار و فخر ایرانی
به چنگ و ناخن و دندان بدریدند
و هر جایی گذر کردند٬ گرد مرگ پاشیدند
من آن یادگار ننگ و بیداد عرب
بر خویش می پیچم
آن گردان جان بر کف٬
ز خوزی و خراسانی٬ دلیر آذری٬ کرد و سپاهانی٬
گیل و بلوچ و دیلمی٬ اقوام ایرانی٬
سر تسلیم ناوردند بر مشتی بیابانی
و اینکه این منم یکتا٬
ایرانی ایرانی٬
فرزند هرمز خوزی و پیروز نهاوندی٬
هزاران ساله ی مانای تاریخم
که تا خورشید می تابد
و تا خون در رگ فرزند ایران گرم می جوشد٬
مرا مزدا اهورا از برای ملک ایران پاس می دارد.

پاینده ایران

تیرشید ۳۱ فروردین ۲۵۶۴

( با تشکر از آرش عزیزم : http://ariyaana.blogspot.com )

+ نگاشته شده در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1384ساعت 0:25 توسط شاورهرام ایزد |

"ای کسانی که از دور و نزدیک برای آگاه شدن آمدید
اکنون گوش فرا دهید و بشنوید
من می خواهم سخن بدارم
اینک همگی گفته هایم را به خاطر بسپارید
می خواهم سخن بدارم
از آنچه مرا اهورامزدای توانا درباره آغاز جهان آگاه نمود.
از میان شما ، آنان که به سرچشمه همه آفرینش ، آن سان که من می اندیشم و می گویم ایمان نیاورند سرانجامی جز افسوس و پشیمانی نخواهند داشت."
 
                      ( با سپاس از خانم مریم رشنو که این مطلب را برایمان ارسال داشتند )

+ نگاشته شده در جمعه نهم اردیبهشت 1384ساعت 23:4 توسط شاورهرام ایزد |

از همان روزگاران كهن كه جهانيان با گاتها و پيام خردمندانه  آن آِشنا شدند، همواره آنرا ستوده اند! كمتر جايي مشاهده شده  است كه كسي توانسته باشد حتي انتقادي به کلام گاتها  و زرتشت داشته باشد. با هم نگاههاي بزرگان جهان را مرور مي كنيم:

ویلی دورانت: دين زرتشت، ديني با فروشكوه  بود كه همچون ديگر  دينها كه سرشار از درونمايه خونريزي و بت‌پرستي و خرافه‌گرايي بودند، روي خوشي با اين ناشايستها نداشت و پاك و پاكيزه بود. زردشت اين دستور طلايي را داده است كه آنچه را برخود نمي‌پسندي، برديگران روا مدار. خويشكاري هركسي سه سويه است: 1- با دشمن چنان رفتار كن  كه دوست گردد. 2- بدجنس را به راستي و درستي رهبري و راهنمايي كن و نادان را به دانايي.3- و سومين بخش آن است كه بزرگترين برتري، پارسايي و پرهيزكاري است و پس از آن راستگويي وراست كرداري.

سرپرسي سايكس: از ديد من بسيار دشوار است كه بتوان كسي را يافت كه بتواند آموزشهايي بالاتر از آموزشهاي زرتشت  براي مردم پيداكند. سروده‌ هاي اين مرد بزرگ بي گمان جاويدنيند و هيچگاه گرد سالها برچهره‌اش نخواهد نشست كه آنرا پنهان دارد.

ارزش سروده‌هاي زرتشت در پاكدلي گوينده و راستي بنياديني است كه اوسخت باور داشته است.

نيچه: زردشت بزرگترين پيامبر هوشمند و تيزهوشي است كه پايه‌هاي گسترده انديشه سازنده و مردميش تاكنون براي باختر استوارترين ستون زندگي بوده است. انديشه زردشت آموزشهاي بزرگي براي نيك زندگي كردن، نيك در پيوند بودن، نيك‌‌رفتار داشتن ونيك سخن گفتن و بالاتر از همه، چگونه ارج و ارزش نهي به ديگران است. او هيچگاه در هيچ سخنش از به كاربردن پي‌درپي «راستي و درستي‌» خودداري نكرده وپيوسته همه مردم را بدين سو خوانده است.

در سخن زردشت، شكوهي يافت ميشود كه در كمتر سخني ميتوان يافت.

هرتسفيلد: پشتكار و كوششهاي خستگي‌ناپذير، از فروزه‌هاي درخشان ايرانيان مي‌باشد كه برپايه راستي و درستي استوار شده است كه همه آنها پرتوي از آيين شكوهمند و پرفروغ زردشت است.

وتين آمريكايي: زردشت از همه نگرها ستودني است، بيگمان مسيح پيرو او بوده واز انديشه او بهره گرفته است. سه سخن رسا و روان و شكوهمند او: پندار نيك گفتار نيك- كردار نيك، پايه و بنياد همه دينها ست و هيچ خردمندي نتوانسته است چيزي بر آن بيفزايد.

هرتل: از لا به لاي گاتها به خوبي روشن ميشود كه يك مرد تيزهوش و هوشمند، پرتلاش، نيك‌خواه، خيرانديش، مهربان، مهرورز، مهرجو، پاكدل، نيك‌كنش، سخن مي‌گويد كه با خرد راست است  و با ديگران نيز از روي راستي سخن مي‌گويد.

زردشت به هواداري از راستي و درستي و فروزه‌هاي نيك سر برافراشت و آسودگي و آسايش را براي مردم آرزو كرد. منش او در پايه بلندي و برفراز دانايي ساخته شده و دور از هرگونه سستي و زبوني كه بيشتر مردم به آن دچارند، استوار گشته است. او از خونريزي و آزار، زبوني و خواري، بردگي و پستي و از آيين اهريمنان سخت رويگردان بود و با آنها پيكار ميكرد.

پروفسور ميه: فروزه‌هاي ايرانيان باستان ستايش آميزند. ولي بايد دانست كه انگيزه‌ آنها ، آموزشهاي نيك خواهانه و مردمي زردشت ميباشد.

زردشت از منشي والا برخوردار بود كه توانست بر دل مردم رخنه نمايد وآنها را به سوي خود و آفريدگار مهربان و نيك خواهش بكشاند.

ولتر: زردشت پيوند خود را با اهورا مزدا بيشتر برپايه دوستي استوار كرده بود. او از خداي خود ياري و پشتيباني مي خواست، آنگونه كه دوستي از دوست خود ميخواهد. او در فروتني به اهورامزدا، پاكدل و يكرنگ بود.

جكسون: بودا و كنفوسيوس و سقراط كه جويندگان نور و فروغ و روشنايي بودند. از پايه‌هايي بلند و سركشيده برخوردار بودند، ولي بايد پذيرفت كه زردشت از همه آنها بالاتر و والاتر وارزشمندتر بود. او بي گمان يكي از آموزگاران بزرگ خاوربه شمار ميآيد.

پروفسور شدرخاور شناس سرشناس و بلندآوازه آلماني:

دوهزارسال است كه ميان ‏آفريدگار و آفريده يك شكاف بزرگ و ژرفي در مغز ما باختريان يافت ميشود كه هيچگاه نتوانسته‌اند آنرا از ميان بردارند. آفريدگاري پاك، اشويي شكوهمند و والا و اين سو، آدمي بيچاره، زبون، پست، خوار، گناهكار و نيازمند مهر و آمرزش كه آفريده نام دارد . تنها گاهي بوده‌اند خردمنداني كه كوشيده‌اند به گونه‌اي اين شكاف را كه اميد پركردنش را هرگز نداشتند، بجهند. كوشش اين گروه از انديشمندان به بينشمندي پايان يافته است. در بينشمندي تلا ش ميشود  تنش ميان آفريده و آفريدگار از ميان برداشته شود.

شكوهمندي آيين زردشت در اين است كه هيچگاه چنين شكافي در آن يافت نمي شود و دربرخورد او با اهورامزدا نميتوان جاي تهي ديد. گفتار زردشت از يك والايي شگفت انگيز و ستايش آميز بينشمندي برخوردار است. او جدايي ميان آفريدگار و آفريده را چنان از ميان برداشته است كه در همان زمان  كه آدمي با اهورامزدا به سخن مي نشيند و براي او شكوهي ميپندارد كه ميتواند او را از خدايش  دور نمايد، بسيار به او نزديك است. زيرا سخن گفتن با او بمانند گفتگوي دو دوست است كه هردو با هم سخن را رهبري مي‌كنند. بنابراين وارون انديشه ما باختر نشينان، ميان آفريدگار و آفريده در آيين زرتشت، هيچگونه شكافي به چشم نميخورد.

در آيين زرتشت خدا دور از آدمي و برون از نيروي او و توانايي آگاهي او و دور از جهان هستي نيست. آفريده به سادگي اورا در ژرفناي زندگي روزانه خود مييابد و مي‌بيند.

هوشمندي و هوشياري و دانايي و فرزانگي زرتشت آن است كه از ‏آفريدگار،  چيزي شگفت آميز نساخته است تا آدمي  اورا از خرد دور ببيند و دسترسي به اورا با آه و ناله و زاري و لابه و يا با ستايشهاي زبونانه و نيايشهاي پستي آميز و همراه  خواري و سرسپردگي دريابد. همين كار خود شكوه والايي و خردمندي زردشت را نشان ميدهد.

پروفسور ميلز: پيام و سخن زرتشت از ارزشي شكوهمند و والا و دلنشين برخوردار است. خود او داراي آنچنان منشي نيرومند و نهادي توانا ورفتاري استوار بود كه توانست سخناني تا اين اندازه شيوا و گيرا و مردمي برزبان روان سازد و به دنباله آن شاه توانايي چون گشتاسب را به خود فريفته نمايد.

بارتولومه: نوآوري زرتشت كه بسيار ستايش آميز ميباشد، در آن استكه به جاي خدايان بيشماري كه يافت ميشد و دربرابر بت‌پرستي بت‌پرستان، يك آفريننده دانا يا اهورامزدا را جانشين كرد و از او خوبي و خوشي مردمان را درخواست نمود.

مارتين هوگ خاورشناس آلماني: آيين زرتشت، كيش يكتا پرستي است كه هيچ ديني ديگر از ديدگاه پاكي و آراستگي و مهر و راستي به پايه آن نمي رسد. اين دين به راستي ناب‌ترين و پاكترين دينهاست.

هومباخ: درگاتها اين سروده‌ي باشكوه زردشت، يك آفريدگار يافت ميشود كه اهورامزداي نيك خواه و خيرانديش است. آموزش هاي او برترين آموزشهاي نيك و برجسته درراه يك زندگي پاك و آراسته و درست و شايسته است كه بازده‌هاي درخشان آن نيك آشكار ميباشد.

اورا ميتوان يك استاد مهر و پاكدلي خواند  كه جز درراه راستي و درستي گام ننهاد و از اهورامزدا جز خوشبختي مردمان روي زمين را نخواست.

گوته: دانشمند بلند آوازه آلماني، سخت فريفته گفتار و سروده‌هاي زرتشت بود و اورا مردي بسيار بزرگ و نوشته‌هايش را شكوهمند بازنمود كرده است. گوته، زرتشت را خردمندي به شمار ميآورد كه جهان خرد كمتر همانند اورا به خود ديده است. او در همه جا از كسي نام مي‌برد كه هماره درانديشه خوشبختي و آسايش مردم بوده است و جز راستي و پاكدلي سخن نگفته است.

نيبرگ: زردشت بي گمان بالاتر و برتر ازيك پيمبر بوده كه چنين سخنان شكوهمند و برجسته‌اي را برزبان روان كرده و با خردمندي وبينش گسترده، آموزش مهرورزي وبرادري و دوستي داده وبرنهاد راستي ودرستي تكيه نموده و آنهارا راهنماي مردمان نموده است.

ميله فرانسوي: زرتشت هم در راه پالايش انديشه آدمي و هم سازندگي جهاني كه در آن زيست مي‌كند،گام برداشت . او هم با قرباني كردن چهارپايان به پيكار برخاست و آنرا كاري ناشايست و ناپسند به شمار آورد وبا توانگران و گروه سرمايه دار جنگيد و در راه آزادي نيروها و آدميان تلاش كرد.

او بزرگتر از آن است كه بتوان درباره اش به گفتگو نشست.

رودلف: با آنكه زرتشت از گروه توانگران و برجستگان بوده ولي با اين رو هيچ‌گاه از هواداري تنگدستان و مردمان نيازمند و هم چنين كشاورزان و رمه‌داران دست نكشيد و پشتيبان سرسخت آنان بود. سخن او دلنشين و سرشار از راه  و روش مردمي است.

توماس هايد: اين نويسنده بزرگ انگليسي درباره زرتشت مي گويد: كه در آن منش او را سخت مي‌ستايد و اورا انديشمندي بزرگ به شمار ميآورد. او مينويسد كه خداوند زرتشت را براي مردم ايران برگزيد، زيرا ايرانيان از يك آگاهي بزرگي درباره خداوند برخوردار بودند. اين مردم با خرد، سزاوار مرد خردمندي چون زردشت بودند.

مولتون: پيام زرتشت، چيزي جز آواي برادري، برابري و مردمي و آزادي نبود. او يك آموزگار ارزنده‌اي بود كه جز به آموزش مردمي نمي انديشيد. اين فرزانگي و خرد به آشكارايي در همه سروده هاي ارزشمند او به چشم ميخورد.

زردشت ميكوشيد آدميان را به راه راست رهبري نمايد و راه راست جويان را به شنيدن پيام بزرگش آشنا و دلبسته نمايد و نشان دهد كه پيروي از آن زندگي جاويد را فراهم ميآورد.

زرتشت چون ديگران راه و روش و رسم آيين افسونگري و جادوگري وبيهوده‌گويي براي فريب مردم را نداشت وخودرا پيشواي ديني نمي‌دانست كه با جهان ناشناخته در پيوند است . همه آوا و پيام او، آواي مردمي و آزادي و راستي بود كه درديگر آيينها چندان به چشم نمي‌خورد.

التهيم: سروده‌هايي به اين ژرفنايي واستادي و با رواني بي‌همانند دراين دوران تنها از كساني برميآيد كه نيك پرورش يافته باشند و از خانوادة‌ نژاده‌اي باشند كه از آموزش و پرورش نيك برخوردار باشند. سرودهاي زرتشت از يك مايه بنيادين بينشمندي و ادبي كم مانند بهره‌ور است  كه با دوران هند و اروپايي پيوندي ناگسستني دارند. بي پروا ميتوان گفت كه درونمايه گاتها از يك گفتار جهان برين برخوردار است كه به انديشه اين مرد بزرگ رخنه كرده و درآن جاي گرفته است. زرتشت انديشمندي يكتا و بي‌همتا و درشناسايي و روشن‌نگري بسيار برجسته و والا بود. از اين رو پيشواي بي چون وچراي كساني شد كه با ژرف‌بيني و ژرف نگري به جهان نگريستند و پايه‌گزار بينشمندي شدند.

ولتر: اين نويسنده سرشناس و بلند آوازه فرانسوي درنيمه سده هيجدهم به ستايش زرتشت پرداخت و نوشت كه او مردي والا و آزاده بود كه سده‌ها پيش از «مسيح» به ساختن انديشه‌ها و سازگار كردن مردم با هم و استوار نمودن پيوندهاي مردمي دست زد. او انديشمندي راستگو، راست‌كردار و پاكدل بودكه جز به نيكي و خوشبختي مردمان نمي‌انديشيد و جز به راه راست رهبري نميكرد. او هيچ‌گاه براي سودجويي گام برنمي‌داشت  و هماره از يزدان خود راه خوشبختي و پاكي و نيكخواهي را براي مردمان و براي گمراهان درخواست ميكرد. ژرف بيني و روشن‌نگري او از لابه لاي همه سروده‌هايش بخوبي آشكار شد. او مردي بسيار بزرگ بود بايد گفت بسيار بزرگتر از آنچه كه شايد ما بينديشيم.

لومل: انديشه زرتشت از يك فلسفه والاي نيك كنشي و نيك سرشتي برخوردار است تا ديني. گاتها از آنچنان ژرفي انديشه‌اي توانا و از هنر ستايش‌آميز شيوايي و رواني و رسايي سخن برخوردارند كه نميتوان با هيچ چيز ديگر همانند و برابر كرد و به سنجيدن پرداخت. زرتشت از يك پرورش بنيادين نيك‌كنشي بهره ور بود كه در سروده‌هاي دلنشين به خوبي به چشم مي‌خورد. از اين رو اورا بالاتر و والاتر از همه ديگران نشان ميدهد.

زردشت يكتاپرستي فرازمند و بلند پايه بودكه ارزش فراوان به رمه و گله ميگذاشت و از ته دل آنها را دوست ميداشت. از اين رو هيچگاه نميخواست كه آنها را براي خدايي كه نياز ندارد قرباني كنند. او با سرسختي با آيين قرباني كردن، دشمني مي‌ورزيد و نبرد ميكرد.

مزدا درسخن زردشت در چم دانا مي‌باشد ومزداپرستي درچشم ستايش دانايي و خرد است. او درست كردن خدارا به گونه آدميان در انديشه ها از ميان برداشت. درسخن او شكوه آ‏فريدگار هماره با ژرف‌ترين شيوه آشكار است. او هيچگاه با آه و ناله و زاري و لابه با اهورا مزدا به سخن ننشسته است و خود را خوار و پست و بيچاره نشان نداده است. درآيين زردشت، پاكي و پارسايي وباور براي خودنمايي فريب  نيست. هركس بايد منش و كردار نيك و شايسته داشته باشد و آنها را نشان دهد. هركس بايد درخود دگرگوني بنيادين پديدآورد تا روان پاك و كردار نيك خودرا بتواند پيشكش اهورامزدا نمايد.نظر شما را به جستاری در موازات این نوشتار در تارنگار چگونه زرتشتی شویم؟ جلب میکنم.  www.azarpad.blogspot.com

        ( برگرفته از تارنامه سرزمین پارسیان برای گسترش دین بهی ، با تشکر از فرید عزیزتر از جانم )

+ نگاشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1384ساعت 11:39 توسط شاورهرام ایزد |

قـانـون اَشـا را كـه زرتشت به آن اشاره كرده با چه چيزي در اديان ديگر برابر مي دانيد ؟ 
بيگمـان هـر ديـن بـه نـوعي جهـان بيني اشـاره مي كند كه با فرهنگ و تمدن مردم
زمان پيامبر و با منطقه يي ويژه هماهنگي دارد و در اين راه هر يك به نظم در زندگي اشاره كرده اند . بهر روي نگرش دين زرتشت به جهان هستي ، پيروي و پيوستن به قانون اَشا است  در بينش او خداوند جان و خرد ، جهان را براساس هنجاري آفريده كه بر تمام هستي حاكم است و هيچ پديده يي از اتم تا كهكشان وجود ندارد كه بر پاية اين هنجار هماهنگ ، استوار نباشد پس انسان نيز بايد خود را با هنجار هستي ، همگام و همراه سازد ، راستي ودرستي ، مهر و فروتني و فروزة هاي نيك انساني را در خود پرورش دهد .

خداوند در دينِ زرتشت چگونه معرفي شده است ؟
در بينش اشوزرتشت  ،  خداوند با نام اهورامزدا معرفي شده است اهورا يعني «هستي بخش» مز يعني «بزرگ» و دا از «دانش و دانايي» آمده است بنابراين خداوند ، داناي بزرگ هستي بخش است كه انسان را برده و بندة خويش نمي داند بلكه با خردي كه به او هديه كرده است جايگاه ارزشمند انساني را به او پيشنهاد كرده است . 

آیا از نظر آیین زرتشت ، فرضیه داروین که اجداد بشر میمون بوده اند پذیرفتنی است ؟
آیین زرتشت راهکارهایی برای درست زیستن انسانها است و اخلاق ویژه ای را به هر فرد سفارش می کند تا راه خوشبختی را دریابند و بکار گیرند و در باره آفرینش و اینگونه فرضیه ها به پیروی از دانش زمان اشاره دارد .

+ نگاشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1384ساعت 13:17 توسط شاورهرام ایزد |

بهشت و دوزخ در دين زرتشت چگونه است ؟
در بينش اشوزرتشت ، اهورامزدا جهان هستي را بر مبناي نظم وهنجاري درست و نيك آفريده كه اَشا نام دارد . در هنجار راستي ، اصل كنش و واكنش پيوسته وجود دارد . به عبارتي قانون عكس العمل بخشي از هنجار اَشا است كه در مورد نيك انديشي و بد انديشي انسان نيز نتيجه ميدهد . رفتار انسان ، هماهنگ با انديشه او مي تواند خوب و سازنده و يا عكس آن ويران كننده و بد باشد . بر پاية  قانون اشا ، رفتار انسان در همين جهان به خودش باز ميگردد و بهشت و دوزخ را براي او بوجود مي آورد . پس بهشت يا دوزخ ، بازتاب طبيعي كردار انسان است .
بهشت  بـرگرفته از واژة « وَهيشتـم منـو » در اوستـا اسـت ، يعني «بهترين منش» و دوزخ از واژة اوستـايـي « دروجو دِمانِه » آمده يعني جايگاه دروغ و مكان تيره گون كه در برخي سرودها نيز به صورت « اَچيشتم مَنُو » آمده يعني « بدترين منش» بنابراين اهورامزدا بهشت و دوزخ را براي پاداش و يا آزار انسان در دنياي پس از مرگ نيافريده است بلكه واكنشي طبيعي براي رفتار انسان است كه بر وجدان و روان او اثر ميگذارد از اين ديدگاه انسان كه با انديشه و رفتار خود توانايي ساختن دوزخ و بهشت را دارد توانايي كاهش دادن  آنان را نيز خواهد داشت يعني دوزخ براي انسان ، هميشگي نيست بلكه ديرپا و زمان داراست .

+ نگاشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1384ساعت 0:11 توسط شاورهرام ایزد |