مكان 112 كيلومتري شهر يزد .
از روز مهر تا روز ورهرام از ماه تير (13 تا 17 تير ). همه ساله زرتشتيان با برپايي آيين هاي ديني و سنتي در اين زيارتگاه گرد هم مي آيند. آورده اند كه شهبانوي پارس را در اين مكان مقدس در خود گرفته است. شهبانو در خواب نابينايي نمايان شده پس از شفاي چشمان او، ميفرمايد پير بانو را بنيان گذارد. بنابر تقويم قديم زرتشتي از روز مهراز ماه اسفند به مدت پنج روز زمان برگزاري نماز همگاني در پير بانو بوده است. مانك جي سود رسان قرباني كردن گاو را در اين جشن گاه از ميان برد.
من قصد راه اندازی یک وب سایت در مورد دیانت زرتشتی دارم !! اگر این نظر سنجی به حد مطلوب برسد این کار را با قدرتی که نظرات شما به من می دهد با یک طراحی خوب و یک گرافیک عالی راه اندازی خواهم کرد . منتظر نظرات شما دوستانم هستم !!
این سایت دارای انجمن و محیط گفتگو است و عضو گیری نیز می نماید که بتوانیم در آینده تور گردشگری در مورد دیانت زرتشتی همچون آتشکده ها و اماکن مذهبی و تاریخی زرتشتیان را داشته باشیم .
مكان 58 كيلومتري شهر يزد در نزديكي تفت.
زرتشتيان همه ساله از روز مهر تا ورهرام از ماه امرداد ( برابر با 12 تا 16 امرداد ) با گرد هم آمدن در اين مكان ، به نيايش اهورامزدا و برگزاري آيين ديني و مراسم سنتي كه با شادي همراه است ، ميپردازند. آورده اند كه عروس فرمانرواي پارس به نام ( نازبانو ) را اين مكان مقدس در خود گرفته است. ( ناز بانو) بر بيابانگردي روشن بين نمايان شده و او را در بنياد پير ناركي فرمان ميدهد.
مكان در 10 كيلومتري يزد و 12 كيلومتري روستاي شريف آباد.
زرتشتيان هر سال از روز امرداد تا روز خور از ماه فروردين (7 تا 11 فروردين) براي برگزاري آيين هاي ديني و سنتي در اين زيارتگاه گرد هم مي آيند. آورده اند كه در اين مكان مقدس گوهربانو، از كنيزان دختران يزدگرد شهريار، را در خود گرفته است. گوهربانو بر كودكي گمشده نمايان شد و به او فرمود تا از پدر بخواهد كه پيز هريشت را بنيان گذارد. بنابر تقويم قديم زرتشتي در طول ماه آبان هر بهديني ميتوانست به اين جشن گاه رفته و آيين ويژه زيارت را به جا آورد. جشن آتش افروزي ( هيرومبا ) را زرتشتيان شريف آباد در 26 فروردين در اين زيارتگاه برگزار ميكنند.
هخامنشيان ، معبدي به معني يوناني كلمه نداشته اند. اما جايگاههايي در هواي آزاد و نقاط مرتفع به نام آتشكده و عبادتگاه داشته اند كه ورود به آن براي همه آزاد نبوده است.
ما هنوز هيچيك از اين نقاط مرتفع هخامنشيان را نمي شناسيم. اما آثاري از چند آتشكده سراغ داريم. قديمترين آن كه احتمالاً مقدم بر سلطنت اولين پادشاه پارس بود، همان است كه در نقش رستم ، نزديك تخت جمشيد بوده است.
… اكنون از آتشكده مزبور ، جز دو آتشگاه مجاور هم ديده نمي شود وقدري بالاتر در بالاي كوه ، هفت آتشگاه ديگر هست كه چهارتاي آن دو به دو قرار گرفته و سه تاي ديگر تك هستند كه احتمال نمي رود به قدمت اوليها بوده باشند. اما به طوري كه كريستين سن مي گويد :
آتش جاودان بايد جايي داشته باشد كه از گزند زمان در امان و محفوظ بماند. و بديهي است كه در آن جا و يا در نزديكي آن آتشكده اي بوده كه دو آتشگاه نامبرده از منضمات آن بوده و آتش لازم براي انجام مراسم عمومي را از آنجا مي آورده اند.
دومين آتشكده هخامنشي بر حسب تاريخ كه اخيراً شناخته شده، آن است كه در پازارگاد ، پايتخت كوروش بزرگ بوده و از آن جز دو صفه سنگي كه در نزديكي بستر رودخانه واقع شده چيزي باقي نيست و اين پايه هاي آتشگاه ، متعلق به آتشكده اي است كه در فاصله صدمتري آن ساخته شده و اكنون اگر چه از خود آن اثري باقي نيست، دسته كم صفه اي كه ساختمان روي آن قرار داشته ديده مي شود. در ساعات معيني ، آتش توسط مغان به آتشگاهها آورده مي شده زيرا مراسم مربوط مي بايستي در هواي آزاد انجام شود. و بعد از اتمام كار دوباره آن را به آتشكده بر مي گردانده اند. مجموع ساختمان آتشكده و آتشگاههاي مربوط با ديواري كه اثر آن باقي است، محصور بوده است.
اگر سوال شود كه چرا آتشگاهها آنقدر از آتشكده دور بوده اند ، بايد دانست كه محل آتشكده بايد در مرتفع ترين و پاك ترين نقطه و جاي آتشگاه در نزديكي رودخانه باشد . بعلاوه ممكن است انتخاب محل آتشگاه در مجاورت آب كه آتشكده بستگي مخصوصي به آن دارد از لحاظ سهولت به دست آوردن آن باشد ، نه الزام مذهبي . با وجود اين به طوري كه «استرابن» مي گويد: «ايراني ها با شكوه ترين قربانيهاي خود را نسبت به آب و آتش به جا مي آورند.» اگر فرض اخير يعني ترجيح استقرار ساختمانهاي مربوط به آتشكده در مجاورت آب مورد قبول واقع شود، چنين توجيه مي شود كه قربانيها در آن واحد، هم براي آب و هم براي آتش بوده اند و علت وجود آتشگاههاي دو گانه هم كه آنقدر مورد بحث قرار گرفته همين بوده است.
بقاياي سومين آتشكده در جلگه شوش در چند كيلومتري شهر توسط «ديولافوا» كشف شده است. آن بناي زيبايي است كه تركيبش به وضوح محل اصلي آتش را نشان ميدهد كه دو ديوار آن را از هر گونه پليدي يا بي حرمتي حفظ مي كرده است.جلوخان سرپوشيده ستون دار آن كه درجلوي بنا واقع شده با دو محراب محل موعظه و عبادت آتشكده بود و وعاظ در بالاي پلكان مي ايستاده و حضار در حياط جمع مي شده اند. ديولافوا اين ساختمان را به اردشير دوم (358 ـ 424 ق .م) نسبت مي دهد .
آتشگاه كه جايگاه درجه دوم آتش است ، گمان مي كنند جايي است كه پرستندگان براي اداي فرايض ديني در آن اجتماع مي كرده اند وتنها مغان حق ورود به آتشكده اصلي را داشته اند.
چنانکه بر جای نهادند آبهای گل آلود ، خاکسترت را
باشد که بار دگر شعله بیفروزی در این ظلمت لحظه ها
و نورت را بنمایانی برشب ایران زمین
آنگاه
خون جاری آتشت گرمی دلهای ما و
سروده های سپیدت ، زخمه بر انداممان خواهد بود
ای پاکمرد وارسته ، جاودان پیامبر اهورائی
نه شاهان هخامنشی ایم که خود را نگهبان آتش مقدست خوانیم و
ره به بیگانه دهیم
نه حکاک آتشگاهت بر تن سکه های ضربی
که خود در آتشت افکنیم .
ما از تبار گدایان راستی هستیم
از دیاری سرد که گاه با بوی خاکسترت پروازی آبی در خیالمان می آید
پروازی که تصویر تاختنت را میان پلید دیوان با خود دارد
پروازی سرشار از زمزمه های روحانیوارت در گوشمان ، بر دلمان و تنمان
ای جاودان پیامبر ، زرتشت اهورائی
کدام آریایی تقدس خورشید فروزانت را به فراموشی خاک سپرد و
بر لبانمان مهر سکوت زد ؟
کدام بود ؟ کدام آنکه خود را حق و ما را ناحق خواند ؟
۱ - یزد ۱۰ - قاسم آباد ۱۹ - جعفر آباد
۲ - شریف آباد ۱۱ - خرمشاه ۲۰ - تهران
۳ - مزرعه کلانتر ۱۲ - بیوک آباد ۲۱ - اصفهان
۴ - حسن آباد ۱۳ - اهرستان ۲۲ - کرمان
۵ - اله آباد ۱۴ - خیرآباد ۲۳ - شیراز
۶ - نصرت آباد ۱۵ - زین آباد ۲۴ - هندوستان
۷ - نرسی آباد ۱۶ - چم ۲۵ - پاکستان
۸ - مریم آباد ۱۷ - مبارکه ۲۶ - باکو ( آذربایجان )
۹ - رحمت آباد ۱۸ - تفت
هر یک از آیین گزاران بزرگ برای پرستش خدای یکتا قبله یا پرستش سویی معین کرده تا در هنگام نیایش با خداوند رو به سوی آن کنند تا اولا هنگام نماز گروهی قانون و ترتیب خاصی باشد . ثانیا با نگاه کردن به یک سمت و یک نقطه تمام قوای فکری پرستش کننده یکجا متمرکز شده و بدینوسیله بتواند بر خیالات نفسانی غلبه نماید .
تعیین قبله از سوی پیامبران به همین منظور بوده در حالی همه میدانیم خداوند یکتا همه جا حاضر بوده و در هر زمان در کنار ما است . قبله مسلمانان کعبه است و بعلاوه شیعیان مهری را که از خاک تربت است جلو خود می گذارند و به عبادت می پردازند . ساختمان کلیسای عیسویان طوری است که محراب کلیسا رو به مغرب است. در نتیجه عیسویان هنگام نماز در کلیسا رو به شرق و خارج از کلیسا مقابل عکس عیسی و حضرت مریم و یا صلیب مقدس به پرستش می پردازند .
کلیمیان نیز هنگام نماز اورشلیم را مکان مقدسی برای تعیین قبله می دانند .
پرستش سو ( قبله ) زرتشتیان نور و روشنایی می باشد بهر شکلی که تجلی نماید خواه این نور از خورشید و ماه باشد یا از شعله آتش و یا چراغ فروزان ، بعلاوه بر زرتشتیان امر شده است که چهار آخشیج را که عبارت از آتش و آب و باد و خاک باشد احترام بگذارند .
با این وجود عده ای که از فلسفه مزدیسنا ( زرتشتیان ) آگاهی نداشتند را بر آن داشت که زرتشتیان به خطا آتش پرست خوانده شوند با این تفاصیل از انصاف به دور است که زرتشتیان آتش پرست خوانده شوند ، زیرا زرتشتیان به دستور اشو زرتشت تنها اهورا مزدا ( خداوند ) یکتا را سزاوار و شایسته پرستش می دانند .
یافتن آتش بزرگترین پدیده و یافته آدمی است . پیشرفت تمدن انسان مدیون آتش است ، ایرانیان نخستین بار آتش را در تلاش زندگی یافته اند و آنچنان است که هوشنگ شاه پیشدادی روزی با همراهان خویش به شکار می رفته است . بر سر راه خود ماری دیده و برای کشتن آن سنگی پرتاب کرده است که به گفته فردوسی :
نشد مار کشته ولیکن ز راز پدید آمد آتش از آن سنگ باز
این آتش به خار و خاشاک اطراف خود افتاده و فروزان می گردد در این اسطوره دو عامل متضاد زندگی ایرانی در برابر هم قرار می گیرند، اهریمن مار که مظهر و هم ریشه مرگ است . اورمزد ، در برابر آن آتش می آفریند و از آن پس آتش مورد احترام ایرانیان قرار می گیرد .
۱۰ تا ۱۴ دی ماه خورشیدی
از چهارمین گاهان بار تا به این جشن هشتاد روز است . میدیاریم به معنایه میانه آرامش و زمانی برگزار می گردد که هنگام آرامش و استراحت کشاورزان و دامداران است در باور سنتی زرتشتیان هنگام آفریده شدن جانوران بر روی زمین است .
اجرای مراسم این گاهان بارها به مدت ۵ روز می باشد .
دختران زرتشتی در حال رقص و شادی و با لباسهای سفید و پاک که نماد یک ایرانی اصیل و پیرو اشوزرتشت است ، به امید روزی که تمام دختران میهنـم از لباس مشکی اهریمنی برون آیند و به لباس های پاک و سفید در آیند .
پیامبر ایران باستان اشوزرتشت پس از پایان رسالت خود که آموزش راستی و آرامش به انسان ها بود در شهر بلخ بسر می برد . در سن هفتاد و هفت سالگی هنگامی که گشتاسب کیانی و پسرش اسفندیار فرمانروای بلخ آن زمان از پایتخت خارج شده بودند ، فرمانروای تورانی ارجاسب که دشمن دیرینه ایرانیان بود از فرصت استفاده نموده و تورابراتور فرمانده سپاه خود را با لشگری بسیار به ایران فرستاد . لشگر تورانی دروازه های شهر بلخ را با همه دلاوری ایرانیان در هم شکست و هنگامی که اشوزرتشت پیامبر ایرانی با لهراسب و گروهی از پیروانش در آتشکده بلخ به نیایش مشغول بودند با یورش سپاهیان مهاجم همگی جان باختند .
اشوزرتشت گرچه از جهان رفت و از دیده ها پنهان گشت ولی روان پاکش همراه با اندرز و آموزه های جاودانه اش پیوسته زنده ماند . طوری که پس از هزاران سال نام بلندش بر سر زبانها و فروغ مهرش در درون دلهاست .
دی یا دتوشو به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا به کار رفته است .
در ایران باستان نخستین جشن دیگان در ماه دی یعنی روز اورمزد و دی ماه خرم روز نام داشته است و در این روز که شب پیش ، بزرگترین شب سال بوده است . پادشاه و حاکم دیدار عمومی با مردم داشته است . اکنون هر خانواده زرتشتی میوه هایی مانند انار و هندوانه و خربزه و سیب و به و انگور و آجیل و شیرینی و شربت تهیه می کند و تا پاسی از شب اورمزد دی ماه ( شب چله ) همه با شادی و خرمی شب را می گذرانند و گاهی با نیایش گاه اشهن شب را به سپیده دم تبدیل می کنند .
نیایش آب زندگی
به موجب اوستا ، توامان یا همزاد مادر زندگی نیایش آب زندگی است . بدان جهت که زرتشت در نگرش اندیشه ای خود دریافت که آب به عنوان حامل زندگی، از خاک کم اهمیت تر نمی باشد و خاک فقط در مجاورت و با حضور رطوبت است که حمل بر می دارد و ثمر می دهد . رطوبت عنصر سحر آمیزی است که خاک را قادر می نماید تا تولید شکل اولیه همه تظاهرات زندگی به منصه ظهور رساند . بنابر اندیشه ها و یادکردهای زرتشت ، رطوبت است که در شکل گرفتن و جوانه زدن و شکفتن دانه ها ( تخم ها ) و در اپرم جانوران نقش داشته و وجود دارد . همین عنصر در جریانهای زیرزمینی ، در جویبارها ، رودخانه ها ، اقیانوس و باران ، شکل دهنده و به ثمر رساننده زندگی گیاهی ، جانوری و انسانی است . برابر با آنچه که از سرودهای اوستایی درباره نیایش (( آب زندگی )) برمی آید ، جلوه های گوناگون گردش آب در طبیعت توصیف شده است و این چنین جریانی در مقیاسی کوچک تر به گونه گردش خون در ساختمان همه موجودات زنده وجود دارد .