تبليغاتX
.:: اشو زرتشت پیام آور اهورامزدا ::.

 

جهت رزرو بلیط و کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید.

+ نگاشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 0:5 توسط شاورهرام ایزد |

سفر به روستای پلکانی ماســـوله (گیلان)

پنجشنبه 21و جمعه 22 آبان ۲ روزه
جاذبه‌ها:  گشت در روستای ماسوله، موزه مردم شناسی ماسوله و خرید صنایع دستی

خدمات: وسيله نقليه توريستي در اختيار ، اقامت در مهمانسرای ماسوله (۳،۴،۵ تخته)، سرپرست و كمك سرپرست ،1 وعده صبحانه و عصرانه ،1 وعده شام گرم منو باز، بيمه ، وروديه موزه مردم شناسی

قیمت برای هر نفر: 49000 تومان
تلفن برای اطلاعات بیشتر و رزرو: 88700523 - 88700514 - 09121889642
وب سایت:
www.travelservice.ir برنامه های تورهای کانون گاتا را در سایت ببینید!

+ نگاشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 2:4 توسط شاورهرام ایزد |

با خشنودی اورمزد توانا

درهر آیینی دادودهش وخير و خيرات از وظايف عمده پيروان آن آیین است . درآیین زرتشتي هر كس موظف است يك دهم درآمد خود را صرف داد و دهش و كمك به فقرا و مستمندان كند همچنين بسياري از افراد نيكو كار زرتشتی قبل از مرگ تمام يا قسمتي از دارائي خود را از قبيل زمين و باغ و آب و خانه ... وقف مراسم گهنبار و خيرات و داد ودهش و كمك به فقرا همكيشان خود ميكنند .

يكي از سنن ايرانيان باستان كه براي دادو دهش و خير وخيرات ، برگزار ميشد ، مجالس 6 گاهنبار يا گهنبار بود اين آئين بسيار قديمي است و پيدايش آن به اوايل دوره پيشداديان مربوط ميشود مطابق نقل تاريخ نگاران اولين بنيانگذار گهنبار ، جمشيد – شاه پيشدادی – است .

درزمان ، يا پس از ظهور اشوزرتشت ، تغييراتی در روش برگزاری گهنبار داده شد . درابتدا بخشهايي از اوستا را موبدان ميخواندند ، آنگاه سفره عام ميكشيدند و هر كس – اعم از فقير و غنی – برسر سفره گهنبار مينشستند و از آن استفاده ميكردند . اين روش تا زمان انوشيروان ساسانی ادامه يافت . در زمان او به علت اوج گرفتن فاصله طبقاتی بين مردم تغييراتی در آيين گهنبار به وجود آمد .

شش گاهنبار يا گهنبار يا گاهان بار – بطور كلی – اشاره به شش گاه ياشش هنگام از اوقات مختلف سال دارد كه موقع آفرينش عالم و عالميان ميباشد . در آيين مزد يسنی زرتشت ، اين شش گاه يا شش هنگام را به شكرانه نعمت های خداوند متعال جشن ميگيرند و زرتشتيان – مانند ايرانيان قديم – در اين جشنها بذل و بخشش و داد ودهش و خير وخيرات مينمايند و سپاس اهورامزدا را بجای مي آورند. درآمد و منافع حاصله از موقوفات گهنبار نيز در اين ايام صرف نيات خير خواهانه و نيكو كارانه واقف ميشود. گذشته از اينكه اين شش هنگام ، موقع خلقت جهان و ساير موجودات و مخلوقات ميباشد ، انسان در اين روزها نيز از كار و كوشش خود نتيجه بدست  ميآورد و فايده ميبرد؛ از قبيل برداشت محصول و بدست آ وردن ميوه ها و خوراكيها و غيره .

هركدام از اين جشن ها كه در شش موقع انجام ميگيرد ، به مدت پنج روز ادامه مي يابد و روز آخر آن از همه مهمتر و گراميتر است و در واقع چهار روز اول به منزله مقدمات جشن است و جشن و مراسم حقيقي در روز پنجم برپا ميشود . گاهان بار از دو كلمه تركيب شده : ((گاهان )) كه به معني گاهها يعني اوقات است و((بار)) كه به معنی بار و بر و نتيجه و ثمر ، و همچنين مجلس و محفل و انجمن همگانی و بار عام ميباشد . بعضي اين كلمه را (( گاه انبار )) دانسته و موقع انبار كردن نوشته اند ؛ در صورتيكه چنين نيست و اين معنی با مفهوم كلمه تطبيق نميكند ؛ زيرا در همه اين شش هنگام ، آذوقه به انبار نمي آورند و چيزي در انبار نمي گذارند كه اين  معني بر آن مصداق پيدا كند ؛ بلكه همچنان كه گفته شد ، (( گاهان )) جمع گاه به معني اوقات است . موضوع ديگري كه گفته مارا تاييد ميكند ، يادداشتهاي پهلوي است كه گاهان بار را در پهلوي (( گاسان بار )) نوشته است گاسان جمع (( گاس )) است كه به معني وقت و هنگام ميباشد ؛ بنابر اين گاسان بار در پهلوي به معني وقت هاي بار و بر يا مجلس جشن است. از آنچه گذشت واضح شد كه (( گاهان )) فارسي برابر (( گاسان )) پهلوی است كه جمع (( گاس )) و به معني گاه است . گاهانبار را گاهي مختصر ميكنند و گهنبار يا گاهنبار تلفظ مينمايند .

قبل از طلوع آفتاب روز اول هر چهره از گاهان بار ، موبدان زرتشتی و ساير مردان و جوانان ، مراسمی را به نام (( واژيشت )) برگزار ميكنند . شش گاهانبار سال نزد زرتشتيان ايران و هند اوقات عبادت و نيكي و خيرات و كمك به مستمندان است . از وجوهات مربوط به اوقات گاهانبارو از محل در آمد و منافع موقوفاتي كه بر گهنبار وقف شده اند مراسم و جشنهاي بزرگ مي آرايند ، توانگر و بي نوا  هر دو درآن شركت ميكنند ، آناني كه خود از عهده مخارج اين مراسم بر نمي آيند بايد در مراسم ديني كه ديگران بانی آن هستند يا از موقوفات مربوطه داير ميشود شركت كنند و از خوان نعمت توانگران كه در همه جا گسترده ميشود بهره مند گردند.       

  آفرينگان گاهنبار:

 در اوستا واژه هاي  آفرينه ، آفريونه و آفريتی از ريشه فری است كه به معنی ستودن و گرامی داشتن و آفرين گفتن و تحسين كردن و خشنود گردانيدن است.

دعاهايی كه با واژه آفرين آغاز ميشوند،اغلب در پس  مردگان جهت آمرزش و گرامی داشت خوانده ميشود، يا در اعياد و مراسم ديني جهت همين منظور مي خوانند. مراسم آفرينگان خواني يا در آدريان خوانده و برگزار ميشود و يا اينكه موبدان آن را در خانه كسي كه چنين مراسمي  را برگزار نمايد، انجام  ميدهند. براي برگزاري و شركت در اين مراسم  ، لازم است پاكيزگي انجام شود كه ان را پادياب (= پادياو PADYAV)مينامند ودر اغلب مراسم ديني ، هر شركت كننده بايد اين فريضه را انجام دهد . در آغاز لازم است پادياب كننده (( خشنوتره اهوره مزدا)) به خشنودي اهورا مزدا را خوانده و يكبار نيز ((اشم وهو)) بخواند ، پس صورت ودستها وپاها را شسته و كمربند مقدس يعني كشتي خودراباز نموده و دعاي كشتي را بخواند و دوباره كمربندش را ببندد . مراسم را دو موبد (زوت و راسپي) برگزار ميكنند ودر آتش دان ، چوبهاي خوشبو و عود ميسوزانند . ظرف هاي لرك (آجيل هفت مغز) و ميوه وآشاميدني و شمع هاي روشن از لوازم است . زوت شروع ميكنند به خواندن پازند آفرينگان و متن اوستائي را هر دو موبد با هم ميخوانند  درحين اوستا خواني ، موبد يار ، ميوه ها را پاره ميكند تا متبرك گردد و پس از پايان خواندن اوستا ، همه حاضرين از لرك و ميوه ميل ميكنند و بهره مند ميگردند. يكي از مصارف موقوفات گهنبار كه در وقف نامه ها به آن اشاره شده انجام مراسم آفرينگان گهنبار است كه آنرا موبدان در طي پنج روز كه مدت هريك از گاهنبارهاست ، طي تشريفات ياد شده ميخوانند كه ترجمه آن چنين است :

به خشنودي اهورامزدا برزبان ميآورم و ميخوانم بهترين نيايشهارا . برزبان ميآورم ازجان ، باباوري نيك كه مزدا پرست زرتشتي و دشمن همه بديها وپيرو آئين اهورائي ميباشم . نيايش و آفرين ميخوانم همه گاهها و هنگامهاي روز وماه و جشنهاي سال ( گهنبار ) را كه ردان وسروران هستند و با خشنودي ستايش ميكنم ، و اين نيايش را به هنگام بامدادان ميسرايم . نيايش ميكنم و آفرين ميخوانم بريا همه گهنبارهاي سال ، هنگام هر جشني كه باشد ، به نام برزبان مي آورم و آئين هاي ويژه ميگذارم . نيايش و آفرين خواني ميكنم براي گهنبار ، ميديو زرم ، ميديوشم ، پيته شهيم ، اياسرم ، ميديارم ، همسپتمدم كه همه ردان و سروران هستند.

پيشكش كنيد ( نذرونيازواهدانمائيد) اي مزديسنان در جشنهاي سال از براي ( گهنبارها ) ميزد ( خوراكيهاي غير مايع ، خشكبار، لرك ) ازبراي اين ردان و سروران بدهيد يك گوسفند سالم و تندرست و جوان . هرگاه توانائي نداشتيد ، نياز كنيد نوشابه مقدس ( هوم ) و بنوشانيد به داناترين و آگاه ترين و راستگوترين و آنانكه بهتر و شايسته تر فرمان دهد از ميان مردمان ، كه يار و همراه بينوايان و مددكار غريبان ودوراز شهران و آموزنده دين و در اشوئي و راستي برگزيده ترين باشد . هرگاه توانايي نياز آن نيز نبود ، بدهيد براي آنچنان كسان ، باري از هيزم خشك و خوب سوز . هرگاه آن هم نشد ، به خانه آن ردگهنبار ببريد يك پشته هيزم . بسرائيد سرود بزرگي خداوند را و اهورامزدا را به نام بخوانيد در خدايگاني مطلق جهان ، اينچنين : بيگمان شهرياري زيبنده و سزاوار آن كس است كه بهتر شهرياري كند ، و اوست اهورا مزدا كه با بهترين راستي برابراست و بندگي و عبادت خود را به پيشگاه وي تقديم ميكنيم و باشد كه اينچنين ميزدي قبول شده وردگهنبار (روحاني زرتشتي كه اجرا كننده اين مراسم است) را خشنود و شادمان كند ، واين است گهنبار ميديو زرم .

هر گاه كسي از مزداييان، پيشكش و نذر گوسفند جوان يا شربت و نوشابه مقدس و يا اهداي بار و پشته هيزم خشك را به رد گهنبار ندهد و توانايي اهدا نداشته باشد و اوستاي بايسته مورد نظر را نيز نخواند و به خداوندي اهورامزدا اقرار نكند ودر چنين مراسم هم بهره نشود، به دهش (خيرات و مبرات و احسان) و يا زبان، اين اظهار بي ديني و كفر است و از جامعه مزديسنان رانده و طرد خواهد شد . در هر شش گهنبار ،چنين مراسم و هم بهرگي لازم  است.

منابع :  از مجله "ميراث جاويدان"  شماره سوم
با نگاهی بر "ديدی نو از ديني كهن"  نوشته  دكتر  فرهنگ مهر

 

+ نگاشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 22:34 توسط شاورهرام ایزد |

موبد اردشير خورشيديان در آيين نوزوتي رامين شهزادي، جوان‌ترين موبد ايران:
نوزوتي، كهن‌ترين و پاك‌ترين آيين زرتشتيان است

يسنا يزداني: «آيين نوزوتي، از كهن‌ترين و طولاني‌ترين آيين زرتشتيان است كه پاك و درست نگاه‌داشته‌شده‌است.»
موبد اردشير خورشيديان، فرنشين انجمن موبدان تهران كه در آيين نوزوتي موبد رامين شهزادي، جوان‌ترين موبد ايران سخن‌مي‌گفت، با اشاره به گفتار بالا، آيين نوزوتي را پيوستن سربازي ديگر به سربازان پاسدار دين برشمرد.

 فرنشين انجمن موبدان  در ميان شركت‌كنندگان در نخستين كنگره‌ي جوانان برگزيده‌ي زرتشتي سخن مي‌گفت و افزود: «ما بايستي بياموزيم كه چگونه انساني فكر كنيم، ملي كار كنيم و زرتشتي زندگي كنيم. ما بايد از دين راستي را بياموزيم و جهان را به سوي پيشرفت و آباداني پيش ببريم.»
 اسفنديار اختياري، نماينده‌ي زرتشتيان در مجلس، در بخش ديگري از اين آيين،  رامين شهزادي را جواني خواند كه بدعت و نوآوري در در دين را درست نمي‌داند.
وی در دنباله ی سخنانش افزود رامین شهزادی کسی است که باور دارد دین نباید ابزاری برای پیشرفت افراد باشد.


ادامه مطلب
+ نگاشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 9:38 توسط شاورهرام ایزد |

 گمان می کنم نخست بهتر خواهد بود که با انگیزه نگارش این جستار آغاز کنیم. نوشتار شما با مطرح شدن پرسش آقای حسن فاطمی از موبدیار کوروش نیکنام آغاز گردید. مثلی هست که می گویند اگر آجر اول را کج گذاشتی، دیوار تا عرش هم کج بالا می رود... موبدیار کوروش نیکنام مرجع پاسخگویی رسمی به پرسشهای دینی نبوده و نیستند و اساسا" هیچ نهاد حقیقی و حقوقی در جامعه زرتشتیان ایران و هند اعم از انجمن زرتشتیان و یا انجمن موبدان چنین مسئولیتی را به ایشان تنفیذ نکرده است. این سخن درباره خانم پروین میستری و آقای علی اکبر جعفری نیز مصداق تمام و کمال دارد. تنها مرجع رسمی پاسخگویی به پرسشهای دینی و مذهبی پیرامون دین و مذهب زرتشتی،انجمن موبدان ایران و انجمن موبدان هند و پاکستان است[آنهم کلیت انجمن نه هموندی به تنهایی]. از همین روست که پاسخ های مطرح شده در تارنمای شخصی موبدیار کوروش نیکنام صرفا" تشریح نظرات شخصی و دیدگاه فردی ایشان است و نه نظر مرجع رسمی[=انجمن موبدان] پاسخگویی به پرسشهای دینی و مذهبی؛که البته از نظر اخلاقی انتظار می رفت ایشان برای آگاهی عموم این مسئله را در تارنمای خویش منعکس کنند...

به من حق بدهید که در صداقت چنین افرادی شک کنم، زیرا با کمال احترام کردار اینان تاکنون بیشتر تقیه بوده است تا صداقت. خدای من شاهد است که قصد بی حرمتی به هیچ کسی را ندارم اما در این سالها به کرات چه در داخل و چه در خارج کشور شاهد این گونه نمایش های تکراری و ملال آور بوده ام. نمایش هایی که عمدتا" کارگردان آن جریانات تمامیت خواه و بنیادگرای اسلامی و مسیحی و جدیدا" بهایی هستند. از این رو در کمال احترام رغبتی به گفتگو با این افراد در خود نمی بینم زیرا نتیجه نهایی آن را بجای سازنده بودن،تخریب کننده می بینم...

شریعت[یا احکام ثانویه] یک دین که در اصطلاح الاهیات به آن «مذهب» می گویند؛ مجموعه آداب و سکنات و رسومی است که رفتار بیرونی پیروان یک دین را نشان میدهد. شریعت در گذر زمان، در طلب شناخت و رسیدن به حقیقت[=اهورامزدا] و با تکیه بر تفسیر طریقت[احکام اولیه]، توسط پیشوایان یک دین شکل می گیرد.

مخلص کلام، حجم مکتوبات دین زرتشتی در قالب احکام اولیه و ثانویه[نسک گاهانی،اوستایی و پهلوی] رقم سنگینی است که خود نگارنده به تنهایی یک کتابخانه کامل 5طبقه را بدان اختصاص داده ام. البته در اینکه موبدیار کوروش نیکنام و یار صمیمی و خدابیامرزشان«خداداد خنجری» وقعی به شریعت و سنتهای زرتشتی نمی گذاشته و نمی گذارند سخن پوشیده و تازه ای نیست.تعجب من از آن سبب است که چگونه فردی می تواند هم منکر شریعت باشد و هم لباس شریعت[جامه موبدی] را بر تن کند؟؟

که خواندن آن را به همه کسانی که سابقه ای در مطالعات دین و فرهنگ زرتشتی ندارند اما در جستجوی پاسخی صریح و کوتاه درباب جایگاه شریعت و سنت در دین زرتشتی هستند،توصیه می کنم. نکته جالب این مصاحبه پرسشی است از دستور دکتر خورشیدیان پیرامون اینکه چرا باید از سنت‌هایمان پاسداری کنیم؟ ایشان در جواب پاسخ دادند:‌«حقیقت دین زرتشتی در گاتها که سروده‌ی اشوزرتشت است نمود یافته‌است.در گاتها، اشوزرتشت شیوه‌ ی انسانی زیستن را می‌آموزد.با گاتها انسانی زیستن را می ‌آموزیم اما برای این که انسانی زرتشتی باشیم و زرتشتی زندگی کنیم، سنت‌ها پدید آمدند که همان آیین‌ها هستند.آیین‌های زرتشتی، آداب، سنن و قوانین زرتشتی زیستن را می‌آموزند و همان طریقت و شریعت زرتشتی زیستن هستند.»

آشنای اینجانب با دکتر علی اکبر جعفری به 17 سال قبل باز می گردد. زمانی که در دوره دبیرستان برای نخستین بار کتاب ارزشمند«پیام زرتشت» بقلم ایشان را مطالعه کردم.در 5سال اخیر فرصتی پیش آمد تا نوشتارهای استاد را در ماهنامه های وزین هوخت،نشریه انجمن فرهنگ ایران باستان و فروهر سالهای 30و40و50  خورشیدی از نظر بگذرانم و صد البته گفتگوهای تلفنی و یک بار افتخار هم سخن شدن حضوری... شاید بزرگترین وجه شهرت استاد این است که ایشان شاگرد شمس العلما دستور دکتر مانک جی نوشیروان جی دهالا بوده اند.دکتر جعفری در عین آنکه سالیان دراز در کراچی پاکستان افتخار شاگردی دستور دهالا داشته،مدتی نیز زیر نظر علمای بزرگ اسلامی در عربستان سعودی به فراگیری علوم اسلامی پرداخته است.مخلص کلام آنکه دکتر علی اکبر جعفری فولادی را می ماند که در کوره روزگار و بدست استادکاران ماهر آبدیده شده است.

مخلص کلام آنکه دو طرف این معرکه در زمره خادمان جماعت هستند و نه خائنان؛ اما این بدان معنی نیست که هر دو طرف تهی از عیب و نقص باشند.دو سال پیش کتابی از دکتر جعفری بدستم رسید تحت عنوان «دین بهی زرتشتی و زرتشتیگری» کتاب فوق در کالیفرنیا منتشر شده بود.در این کتاب با رویه ای متفاوت از کتب و نوشتارهای استاد مواجه شدم و آن تخطئه شریعت زرتشتی و تازش های مداوم به سنت های مذهبی بود. بواقع محتوای این کتاب تشویق به تحریف اصالت و کلیت دین را ترویج می کرد.در ابتدا بسیار تعجب کردم زیرا اگر نام دکتر علی اکبر جعفری بر روی جلد آن نبود هیچگاه باور نمی کردم که این کتاب منسوب به ایشان است.نخست اصالت کتاب و منسوب بودن آن به خود دکتر جعفری را تلفنی از ایشان جویا شدم و زمانی به تعجم افزوده شد که پاسخ مثبت شنیدم !! پس از عمری کوشش و تلاش بی شائبه و خلق آثار ارزشمندی چون ستوت یسن،پیام زرتشت،هفت هات و... این کتابچه آخر از نگاه من آتشی در خرمن زندگی علمی استاد شد... و شاید هم همین کتابچه سبب تحریک پروین میستری شده باشد...!؟

متأسفانه خانم پروین میستری بدون کوچکترین آشنایی با علوم دینی و دانش اوستا شناسی اقدام به نگارش نوشتاری[بهتر بگوییم فحش نامه] بر علیه دکتر علی اکبر جعفری کرده اند.تعجب من از آن است که شما[=یاغش کاظمی] از ایشان با صفت «بانوی ِ دانشمند ِ پارسی» نام برده اید.شاید درست تر بود که می نوشتید یکی از بانوان فعال پارسی و از کوشندگان انجمن های پارسیان بمبئی.واژه بانوی دانشمند پارسی بیشتر شایسته فردی فرهیخته چون خانم دکتر«هما مُدی» دختر دانشمند فقید پارسی،شمس العلما دستور دکتر جیوانجی جمشیدجی مُدی است.

[از قدیمی ترین بخش آن یعنی گاهان تا جدیدترین بخش آن یعنی اوستای تندرستی در خرده اوستا] پس بطور حتم اشو زرتشت دو هزار سال زنده نبوده است که تمام این نسک را پدید آورد... خود من زمانی که بر روی متن فرگرد هشتم وندیداد برای ترجمه واژه به واژه آن کار می کردم متوجه شدم که بندهای این فرگرد دستکم 7 نویسنده مختلف داشته است.   

+ نگاشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 2:38 توسط شاورهرام ایزد |

رشته های ذهنی پیوند دهنده ی ونديداد با گاتها



«متأسفانه بسياري از مردم به شکلی ناآگاهانه از نام کتاب ونديداد گريزانند،ایشان گمان مي كنند كه وندیداد كتابي است با احکام کهنه و سختگیرانه مربوط به مغان در گذشته های دور كه وچرهای فقهی آن در عصر حاضر ديگر كاربردي ندارد‌. استمرار ذهنی اين برداشت نادرست سبب شده است تا دینورزان زرتشتي و دین پژوهان از بررسي ونديداد بازداشته‌ شوند.در حالي كه شوندهاي(:دليل‌هاي) روشن و آشكاري هست كه نشان مي‌دهد كه رشته های ذهنی نويسندگان ونديداد‌،با گاهان(سروده‌هاي مینوی اشوزرتشت)،پيوند داشته است».

فريد شوليزاده در گفتاري با عنوان « رشته های ذهنی پیوند دهنده ی ونديداد با گاتها »، افزون‌بر آن‌چه در بالا آمد، به مفهوم «‌فقه‌» در مذهب زرتشتی اشاره كرد و گفت‌:«‌كتاب ونديداد را مي‌توان چكيده ی ‌واژه‌ فقه‌،يا همان صورت عملی شريعت‌ دانست‌.احکام ثانویه یا شریعت ستون‌ فقرات مذهب و جنبه ی اجرایی هر ديني در جهان است و در واقع مجموعه واكنش خارجي سالکان دين  در چارچوب ايده‌‌هاي ایدئولوژیک درون ذهنشان است.در جهان دینی را نمی توان یافت که بصورت مذهب در میان جوامع بشری پیاده نشده باشد،نتیجتا"نمي‌توان  شریعت را از هیچ دينی گرفت‌.

در درازناي تاريخ هم،اين‌‌گونه بوده است كه روحانيت براي آن‌كه رفتارهاي بيروني پيروان دين را با رفتارهاي دروني‌(‌يا همان ايديولوژي و جهان‌بيني‌) آنها همسو سازد‌،رفتارهاي بيروني را در كالبد گونه‌اي از هنجارها تفسير كرده است‌.اين هنجارها و رفتارهاي تفسيري‌،در قالب صورت ابزاری توانايي به روز شدن دارند.بطور مثال تعویض ماده ی ضدعفونی کننده قدیمی با انواع جدید اما استمرار آن آموزه های بهداشتی با ماده ی جدیدتر[نفس کار مهم است].اما احکام اولیه یا همان اصول دين دگرگون ‌شونده نيست.

کتاب اوستا بخشی از پیکره ی دين زرتشتي است‌ و واكنش فكري و تفسيري پيشوايان اين دين،در دوره ی پس از گاهان است‌.از نگاه من این گمان نادرستي است كه دين زرتشتي را تنها در گاتها فشرده كنيم و از كنار بخش‌هاي ديگر اوستا بگذريم.

این چیزی است که جریانات عُرفی ساز با سكولاريزه کردن اندیشه های دینی ما،کوشش در محقق کردن آن دارند.کوشش اين جريانات بر این استوار است تا با کمرنگ کردن باورهای مذهبی ما ديالوگي را بر زندگی ما حاکم کنند كه تكيه بر انديشه‌هاي متعالی دینی مذهبي ندارد.

به‌گفته‌ي شوليزاده،«سکولاریزه شدن براي جوامع مذهبی،خصوصآ جوامع مذهبی کوچک مانند جامعه ی زرتشتي نقش سم کشنده را بازی می کنند و اگر در برابر این تهاجم ایستادگی نشود، در نهایت سبب از هم گسيختگي بنیادهای اجتماعی جامعه زرتشتی خواهد شد‌.از همين‌ رو بایسته است تا موبدان،دینورزان و عالمان دین زرتشتي بطور جدی به تكاپو افتاده و در برابر اين جريان دين‌ ستيز مقاوت کنند.

شوليزاده كه در بنياد جمشيد سخن مي‌گفت‌،درباره‌ي اساس حقيقت در ميان اديان گفت‌:«‌آمال همه ی ادیان مقصودی بنام حقيقت است‌ و حقيقت دين زرتشت،مسئله ی وحدت وجود و رجعان بسوی ذات اهورامزدا است‌.دستور العمل و راه رسيدن به اين حقيقت هم،طريقت ناميده مي‌شود‌.طريقت دين زرتشتي سرودهای مینوی گاتها‌ست‌.از سويي ديگر هركس بر پايه‌ي آن طريقت حركت كند‌،لاجرم رفتارهايی بيروني پيدا مي‌كند که آن رفتارها،سويه‌ي تفسيري دارند‌.آن سويه‌‌ها را مذهب زرتشتي مي‌نامند‌ و چون جنبه ی تحلیلی بوسیله ی پیشوایان پیدا کند فقه نامیده می شود و اگر این وچرهای فقهی جنبه ی دفاع کلامی به خود گیرد،نامور به «علم بیان» خواهد شد؛همانند‌ متن پهلوی«‌شكند گمانيك ويچار‌»...

به باور شوليزاده،كساني كه کتاب ونديداد را نوشتاری خاک گرفته مربوط به گذشته مي‌دانند و گمان مي‌كنند ديگر نيازي به آن نيست‌،اين نكته را ناديده گرفته‌اند كه در ونديداد چارچوب‌ها و رشته‌هاي ذهني استواري ديده مي‌شود كه آن را با گاتها پيوند مي‌زند‌.براي فهم و درك اين رشته‌ها،چیرگی در فرزانش فرهمندی[=عرفان زرتشتی، فلسفه اشراق] و آشنایی با زبان اوستايي و واژه‌شناسي و ريشه‌يابي فعل‌ها‌،بايستگي بسيار دارد‌.در كنار همه‌ي اينها باید نیّت پاک داشت و از كج ‌انديشي‌ و غرض ورزی به دور بود.
شوليزاده گفت‌:«‌جهان بینی زرتشتی ساختاري هرمي دارد‌.در رأس اين هرم گاتها قرار دارد و دامنه و كوهپايه‌ي آن را اوستا تشکیل می دهد‌.مگر مي‌شود به قله رفت و از كوهپايه نگذشت‌؟ هر كسي كه مي‌خواهد قله را فتح کند و راز و رمز نهفته در آن را دريابد‌،لاجرم بايد از کوه پایه و دامنه بگذرد‌.اوستا کوه پایه و دامنه‌ي کوهی بنام جهان بینی زرتشتی است و ونديداد بخشی از این دامنه و کوه پایه...

وی با ارائه مستنداتی پیرامون رشته های ذهنی پیوند دهنده ی ونديداد با گاتها به مسئله ی پاکیزگی فردی و بهداشت جمعی در وندیداد اشاره کرد و سرآغاز تمام تفاسیر مبتنی بر پاکیزگی و بطور کلی منشاء بهداشت در اوستا را یک جمله از گاهان معرفی کرد و آن سطر سوم از بند5هات48 گاتها است،در آنجا که پیامبر پاکی و پاکیزگی را از گاه تولد بهترین نعمت و بخشش خداوندی معرفی می کند و در آن از واژه ی «یئوژدائو» [yaozdaw] به معنی پاکی و زلالی استفاده می کند.این واژه و جمله از گاتها ذخیره ی ذهنی مغان در مسئله ی بهداشت بوده بوده و به کرات در بخشهای گوناگون وندیداد مبنای تفسیری ایشان بوده است...   

شوليزاده در پايان گفت‌:«پیشوایانی كه ونديداد را نوشته‌اند‌،بي‌گمان ارتباطی ذهنی با گاتها داشته اند.یافتن و دنبال کردن این رشته های ذهني،پیوندهای ونديداد با گاتها را به ما نشان خواهد داد‌.کتاب ونديداد متن با‌ارزش و مهمي است و نبايد هرگز ناديده گرفته شود‌...»

خوانندگان گرامی برای کسب آگاهی های کامل تر پیرامون پیوندهای ذهنی نویسندگان کتاب وندیداد با مفاهیم ایدئولوژیک گاهان می توانند به پایگاه اینترنتی آقای فرید شولیزاده www.zartosht.cov.ir  مراجعه کنند.

 

+ نگاشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12:15 توسط شاورهرام ایزد |

شهريور روز از شهريور ماه مي باشد که روز چهارم ماه است (به تقويم هجري۳۰امردادماه) و به نام امشاسپند تواناي خشترا يا شهريور مي باشد جشن شهريورگان است .

چنانکه گفته شد اين فرشته مظهر سلطنت آسماني و قدرت رحماني است و هميشه خواهان فر و بزرگي و نيرومندي مي باشد در جهان مادي نگهبان زر و سيم و فلزات ديگر و دستگير بينوايان و فرشته رحم ومروت است پادشاهان دادگر در تحت و حمايت اين فرشته مقتدر هستند نظر به همين صفات پاک است که ايرانيان قديم اين روز را جشن مي گرفتند و بفقرا احسان و اطعام مي نمودند چون اين جشن بپادشاهان دادگر بستگي دارد که نماينده سلطنت آسماني هستند لذا معمولا در اين جشن بايد بحضور پادشاهان بروند و شادباش بگويند.ابوريحان در صفحه ۲۵۱ترجمه آثار و الباقيه مي نويسد ((شهريور ماه روز چهارم آن شهريور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن مي باشد و آنرا شهريورگان گويند . معني شهريور دوستي و آرزو است شهريور فرشته ايست که بجواهر هفتگانه از قبيل طلا و نقره و ديگر فلزات که برقراري صنعت و دوام دنيا و مردم بآنها بستگي دارد موکل است ))براي جشن شهريورگان از دو گونه ديگر مي توان برتري قائل شد اول اينکه در اين ماه محصولات کشت و زرع جمع آوري مي شود و چون معمولا براي بدست آوردن نتيجه هر کاري جشن و شادي لازم است لذا شهريورگان بمناسبت نتيجه گرفتن از نعمت کشت و کار و بدست آوردن محصولات بخصوص براي کشاورزان بهترين جشن وشادي است و در واقع جشن سر خرمن مي باشد .دوم اينکه در اين ماه پاييزه کاري شروع مي شود و چون معمولا هر کار نيکي را با شادي بايد آغاز کرد از اين لحاظ جشن شهريورگان را مي توان آغاز فصل جديد ديگري از هنگام کشت و زرع دانست و آنرا مورد احترام قرار داد با دلايلي که ذکر شد جشن شهريورگان بخصوص براي کشاورزان از لحاظ جمع آوري محصول و بدست آوردن خرمن و همچنين از نقطه نظر شروع بکار پاييزه بهترين جشن و شادماني است و بهمين جهت است که نسبت به آن احترام زيادي قائل هستند و با شادي فراوان مراسم آنرا بجاي مي آورند.پس دوستان گرامي در کنار شادي هاي خود نيازمندان را فراموش نکنيد هر چند که در قلمرو پر گوهر ايران زمين نبايد نيازمندي معنايي داشته باشد اما صد افسوس!..... بگذريم. هميشه ايراني باشيد و سرافراز.

+ نگاشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 12:21 توسط شاورهرام ایزد |

چو بيشه تهى ماند از نَره شير

شغالان به بيشه درآيد دلير

چو بيشه ز شيران تهى يافتند

سگان فرصت روبَهى يافتند

+ نگاشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 22:36 توسط شاورهرام ایزد |

آمد بهار اي نازنين ، گيتي به کام خويش بين
بر گير شادان ساتکين ، بشنو سرودي دلنشين

در فروردين جامي ز مي ، ياد آورد از فر کي
وز زرتشت نيک پي، پيغمبر ايرانزمين

مردي ز ما در باستان ، بر خاست از آذربايجان
از دوده اسپنتمان ، وز خاندان آبتين

گفتا که من پيغمبرم ، زرتشت والا گوهرم
فرخنده پيک داورم ، وخشور دين راستين

دستور مينو بارگاه ، آرم سوي گشتاسپ شاه
باشد مرا يار و پناه ، آن مرد با تخت و نگين

رخشنده پندار آمدم ، زيبنده گفتار آمدم
فرخنده کردار آمدم ، آري بود پيک اين چنين

دادار من مزدا بود ، يکتا و بي همتا بود
در روشني پيدا بود ، نه در ديو تاريکي گزين

بپذير دين ار بخردي ، اين دين پاک ايزدي
تا چيره گردي بر بدي ، با رستگاري همنشين

پندار نيکو گفتن ، گفتار نيک آموختن
کردار به اندوختن ، اين است فرمان مهين

زين خاندان تا گر سمان، وز مردمان تا ايزدان
جز راستي راهي مدان ، آن راه فردوس برين

+ نگاشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 1:57 توسط شاورهرام ایزد |

در سایه پروردگار یکتا، هستی بخش بزرگ دانا، آن وجود پاکی که هستی ما را آفرید و منش نیک در کنه وجود گیتوی ما قرار بداد. او که به ما خرد را ارزانی داشت تا راستی و درستی را از کژی و پلشتی تمیز دهیم و اشوئی پیشه کنیم که براستی، راستی نیک است، بهترین است، خوشبخت آن کسی است که در زندگی راستی را برگزیند.

رسیدن به مقصود و آرمان زندگی آنچنانکه اشوزرتشت به ما آموخته نه از راه ذکر اوراد و ترک جهان و در انزوا زیستن، بلکه از راه کار و فعالیت در زندگی و مبارزه با موانع خوشبختی و دفع سختی ها و ناملایمات زندگی بدست می آید. رفاه و پیشرفت جامعه را باید در وجود افراد بوسیله تلاش و کوشش در زندگی فراهم ساخت.

بطور کلی هر فردی از اعضای این جامعه بزرگ انسانیت موظف است در راه اصلاح وضع کنونی جامعه خود بکوشد تا وسایل خوشبختی و نجات نهایی بشر را چنانچه خواست پروردگار است فراهم سازد زیرا اهورامزدا به همین منظور انسان را که عالی ترین و برترین مخلوق است بیافرید.
پیامبر ایران از نحوه زندگانی گوشه نشینان و تارکان جهان که از مواجهه با مشقات زندگی و فریب های جهان مادی روی گردان بوده و عمر گرانبهای خود را به ذکر و فکر بی حاصل و مسائل پوچ و بی معنی، بیهوده تلف می کنند و غافل از تجربیات و نتایج زندگی واقعی هستند، طرفداری نکرده و این مشی زندگی را مخالف منزلت و فطرت پاک انسانی پمی داند.

پیامبر ایران می فرماید: «زندگی واقعی تنها ذکر و فکر خداوند بدون کار و کوشش نیست، بلکه برعکس در تلاش همیشگی و مبارزه با موانع خوشبختی بشر است. خداوندی که ما را در این جهان مادی خلق کرده نخواسته است که هر کس از تحمل بار زندگی شانه خالی کرده و تنها در راه نجات خود بکوشد.» (گاتها).

تعالیم گاتها مردم را با یک رفورم بزرگ و پیشرفت برجسته ای آشنا می سازد که تا امروز در فضای اخلاقیات و روحیات بشر تکرار نشده است. در این سروده ها جلوه هایی از پویش انسان بسوی کمال اخلاقیات فردی و اجتماعی و تصفیه روح مردمان و گرایش انسان به درون و وجدان بجای انجام آداب و مراسم ظاهری بخوبی نمودار است و می آموزد که هر چه بکاری سرانجام همان را درو می کنی. از این مکتب زندگانی است که ابرمردانی چون کوروش و داریوش، آذرپاد مهراسپندان و بزرگمهر بوجود می آیند. یک نفر زرتشتی چه عالم و عارف، چه دهقان و کشاورز، هرگز گوشه نشین نبوده و با سر تراشیده و لباس ژنده و تن و صورت کثیف دور از اجتماع نزیسته و در زندگانی زرتشتیان صوفی گری و درویش مسلکی و ریاضت کشی راه نجات نفس و روح نیست، بلکه کوشش و تلاش در راه زندگانی شاد همراه نیک اندیشی و نیک گفتاری و نیک کرداری است که سرانجام رستگاری را در پی دارد. در زندگانی زرتشتی کسی که خواستار نزدیکی به درگاه اهورامزدا است، از زندگی فردی و جمعی خود نمی گریزد بلکه می داند که خدمت به خداوند، خدمت به خلق خداست. زندگی برابر تعالیم اشوزرتشت نعمتی بزرگ و شادی بخش است. گاتها روبرو شدن با غم و شادی زندگی و قدرت درک و لمس تارهای گوناگون هستی را به ما می آموزد. اندیشه ها و آموزش هایی که تمام لذات و خوشی های بشر را به جهان دیگر وعده می دهند و تماس انسان را با زندگانی واقعی و حقیقی این جهان منع می کند، آموزش های درست و صحیحی نیستند و سرانجام کار آنها فلاکت بشریت است.

فلسفه ی واقعی زندگی آنست که بشر را وادار به زیستن در جهان حقیقی کنونی کند. ترک خوشبختی ها و خوشی های مجاز جهان کنونی به امید رسیدن به پاداش ها و خوشی های جهان دیگر نادانی محض است. هنگامی که همه امیدهای بشر به جهان دیگر وابسته گردید، محیط زندگی اجتماعی برای گسترش صنایع اقتصادی و مادی مساعد نگشته و مردم آن محیط پیشرفتی در زندگی نخواهند کرد. در دین زرتشتی کمال زندگی انسان هرگز با ترک زندگانی مادی فراهم نمی شود.

ریاضت و خودآزاری با تمرین های فرساینده جسم و جان، هر گونه فضایل اخلاقی، اجتماعی و نیروهای مادی و معنوی افراد بشر را می خشکاند. فلسفه و هدف واقعی زندگی یک زرتشتی به کار انداختن قوای جسمانی، عقلانی و روانی اوست. فعالیت سخت و کار جدی و کوشش های مداوم عالی ترین دستور زندگی زرتشتیان است. در آیین مزدیسنا نه تنها کار و کوشش منع نشده بلکه تشویق و تقدیر هم شده است. بخصوص کشاورزی که از کارهای پر ارج و ثواب دانسته شده است. کسی که زمین های بی حاصل را بکارد یا باتلاقها را بخشکاند و جایش کشتزار نماید و درخت و میوه بپرورد، چنین کسی پارسایی را گسترده است. اشوزرتشت هر گونه فعالیت جسمی و عقلی و روحی را تشویق و سستی و تنبلی و بیکاری را منع فرموده است.

کوشش در راه پیشرفت جهان و افراد بشر وظیفه ی هر زرتشتی است. پس بکوشیم که ستم و بیدادگری و نادانی و قشری اندیشی و تیرگی دروغ از دل ها و روان های ما زدوده شود و خورشید نورانی خرد و نیکی و برابری و داد بر کاخ اندیشه ی ما تابیدن آغاز کند، فروغی ابدی که آتش دلهایمان بدان زبانه کشد و راستی را فریاد زند که این خواست و اراده ی اشوزرتشت است.

هیت اشائی وهیشتائی اشم. ایدون باد.

ز گفتار وخشور خود راه جوی              دل از تیرگی ها بدین آب شوی

تو مر دیو را آدم بد شناس                  هر آن کو ندارد به یزدان سپاس

دوست گرامی : فرید شولیزاده

+ نگاشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 13:47 توسط شاورهرام ایزد |